وقتي صحبت از آلودگي هوا به ميان ميآيد، تصوير خياباني شلوغ و پرترافيک يا دود خارج شده از کارخانههاي صنعتي در ذهن ايجاد ميشود. هر چند خودروها و وسايط نقليه از علل اصلي آلودگي هوا هستند اما آلودگي هوا تنها مربوط به خيابانها و مناطق صنعتي نيست، هواي خانه هم ميتواند آلوده باشد. تاثير اين آلودگي حتي گاهي ميتواند خيلي زيانآورتر و خطرناکتر از آلودگي فضاي بيرون باشد. افراد زمان زيادي از شبانهروز را در خانه و فضاهاي بسته ميگذرانند. کودکان، سالمندان و بيماران که در برابر آلودگي هوا آسيبپذيرتر هستند بيشتر از ديگران در خانه هستند، به همين دليل لازم است به آلودگي هواي خانه و راههاي کاهش آن بيشتر توجه شود. براي شناسايي و بررسي منابع آلودگي هوا در قسمتهاي مختلف خانه با ما همراه شويد. گياهان هواي خانه را تميز ميکنند وجود گل و گياهان در خانه در کاهش آلودگي هواي خانه موثر است. گياهان دياکسيدکربن را به اکسيژن تبديل ميکنند. هوا را تصفيه ميکنند و قادرند آلايندههاي مضر را از بين ببرند. با وجود گياهان هوا تميزتر شده و رطوبت هوا به طور طبيعي حفظ ميشود. بررسيها نشان داده است علايمي مانند سردرد، استرس، خوابآلودگي و سرماخوردگي در صورت وجود گل و گياه در خانه کاهش پيدا ميکند. هواي تميز در خانه در سلامت افراد خانه تاثير زيادي دارد. وجود گياه در خانه موجب تصفيه هوا ميشود. گياهاني مانند پيچک، فيکوس، شيپوري، زنبق، سرخس، گل داوودي و نخل مرداب در از بين بردن آلايندههاي شيميايي موجود در هواي خانه مانند رنگ، محلولهاي شوينده و دود سيگار موثرترند. در واقع اين گياهان آپارتماني فيلترهاي طبيعي تصفيه هوا هستند. بررسيها نشان داده است که گل و گياهان آپارتماني ميتوانند کيفيت هوا را بهتر کنند. در واقع گياهان آپارتماني قادرند 87 درصد سموم هوا را طي 24 ساعت از بين ببرند. براي تميز نگه داشتن هواي خانهاي با مساحت 167 مترمربع تعداد 15 تا 18 گياه آپارتماني با اندازهاي حدود 15 تا 20 سانتيمتر توصيه ميشود. گياهان ميتوانند انواع مختلف سموم از جمله آمونياک، فرمالدييد، منوکسيدکربن، بنزن، زايلن و تريکلرواتيلن را از بين ببرند. گياهان آپارتماني در كاهش ميزان گاز ازن كه يكي از مهمترين گازهاي آلوده كننده هوا است نيز نقش دارند. تحقيقات پژوهشگران دانشگاه پنسيلوانيا نشان داده است، گياهان آپارتماني سطح ازن در فضاهاي بسته را کاهش ميدهند. توصيه ميشود براي تصفيه آلايندههاي مختلف انواع گياهان را در خانه نگهداري کنيد. گياهان خستگي و سرماخوردگي را از بين ميبرند طبق نتايج تحقيقات پژوهشگران دانشکده کشاورزي دانشگاه نورثوي گلها و گياهان آپارتماني ميتوانند با افزايش رطوبت و کاهش گرد و غبار مشکلاتي مانند خستگي، سرفه، گلودرد و ساير علايم و مشکلات مرتبط با سرماخوردگي را تا 30 درصد کاهش دهند. فرمالدييد در محصولات چوبي، دود سيگار، گاز طبيعي و نفت وجود دارد. تماس با آن موجب تحريک بيني، چشم و گلو ميشود. بنزن در جوهر، روغن و برخي انواع رنگ وجود دارد و تماس طولاني مدت با آن موجب سردرد، خواب آلودگي و در برخي افراد کاهش اشتها ميشود. رنگها و جلادهندهها هم منبع اصلي تريکلرواتيلن در خانه هستند. اين مواد در تميزکنندهها، عطرها، مبلمان و وسايل خانه هم وجود دارند. با استفاده از گل و گياهان آپارتماني ميتوان علايم ناشي از تماس با اين آلايندههاي شيميايي را که شبيه علايم سرماخوردگي هستند، کاهش داد. نکات ايمني و بهداشتي با قرار دادن يک يا دو گياه ميتوان هواي يک اتاق را تازه نگهداشت و براي مساحت 9 مترمربع حداقل يک گياه آپارتماني لازم است اما هنگام نگهداري از گل و گياهان آپارتماني لازم است نکات ايمني و بهداشتي هم مورد توجه قرار گيرد. مثلا برخي گياهان سمياند و بايد در هنگام انتخاب گياه به اين نکته توجه داشت. به ويژه اگر در خانه کودکي داريد توجه به اين نکته ضروري است. همچنين قرار دادن گلدانها جايي دور از دسترس کودکان و استفاده نکردن از سنگها و وسايل تزئيني جذاب در خاک گلدانها از ديگر مواردي است که براي پيشگيري از حوادثي مانند خفگي و مسموميت در کودکان بايد به آنها توجه داشت. کودکان عادت دارند همه چيز را به دهان ببرند و در صورت در دسترس بودن گلدانها ممکن است با گياه و يا کود مسموم شوند. گاهي اوقات خاک گلدانها و آب و آلودگيهاي موجود در زيرگلداني موجب رشد قارچها و کپکها و لارو حشرات و انتشار آلودگي در خانه ميشود که لازم است با رعايت بهداشت و تعويض به موقع خاک گلدانها از چنين مشکلي پيشگيري کرد. به خطر سقوط نيز توجه داشته باشيد و گلدانها را در داخل يا بيرون ساختمان طوري قرار دهيد که احتمال سقوط و افتادن وجود نداشته باشد. 4 جاي خانه، 4 روش براي پاکسازي هوا 1 اتاق خواب: وسايل و لوازم موجود در اتاق خواب طوري است که گرد و غبار را به خود جذب ميکند. گرد و خاک هم آلرژي و آسم را تشديد ميکند. لازم است ملافهها و رختخوابها بهطور مرتب شسته و لوازم اتاق، مبلمان و فرش گردگيري و جارو شوند. اتاق نشيمن: اتاق نشيمن ميتواند محل تجمع آلايندههاي موجود در خانه باشد و به همين دليل بايد تهويه مناسب داشته و هوا در آن جريان داشته باشد و به طور منظم گردگيري و جارو شود. دود سيگار حملات آسم را تشديد کرده و در کودکان مشکلات تنفسي ايجاد ميکند. در خانه سيگار نکشيد و به ديگران هم اجازه ندهيد در فضاي بسته خانه سيگار بکشند. براي خوشبو کردن هوا از اسپريهاي خوشبوکننده که حاوي مواد شيميايي حساسيتزا هستند، استفاده نکنيد. اگر در خانه شومينه داريد مراقب منوکسيدکربن باشيد، از باز بودن راه خروج هوا و مسدود نبودن دودکش مطمئن شويد. به تهويه هواي خانه توجه کنيد و روزي چند بار پنجرهها را باز کنيد تا هوا در خانه جريان داشته باشد. حمام: حمام مرطوبترين محل در خانه است و تهويه مناسب در آن براي از بين بردن رطوبت و خشک شدن سطوح مهم است. رطوبت موجب رشد قارچها شده و آلرژي، آسم و مشکلات تنفسي را تشديد ميکند. تهويه مناسب و خشک نگهداشتن سطوح از رشد و انتشار قارچها پيشگيري ميکند. آشپزخانه: حشرهکشها که براي ازبين بردن حشرات و جوندگان استفاده ميشود ميتواند چشم، بيني و گلو را تحريک کند و به کليهها و سيستم اعصاب مرکزي آسيب رسانده و خطر ابتلا به سرطان را افزايش دهد. براي کنترل حشرات و جوندگان، مواد غذايي را بيرون نگذاريد و اگر مجبور به استفاده از حشرهکش شديد، هنگام استفاده و پس از آن پنجرهها را باز کرده و تماستان را محدود کنيد. در صورت امکان از راههاي غيرشيميايي براي مبارزه استفاده کنيد. محصولات سفيدکننده و ضدعفونيکننده که معمولا زير سينک ظرفشويي نگهداري ميشوند در صورت استفاده و نگهداري ترکيبات آلي فرار آزاد ميکنند. بهتر است آنها را طبق دستورالعمل روي بستهبندي استفاده کنيد و دور از دسترس کودکان قرار دهيد. هنگام خريد محصولاتي بدون ترکيبات آلي فرار را انتخاب کنيد. براي پيشگيري از انتشار منوکسيدکربن در آشپزخانه مطمئن شويد که اجاق گاز تهويه مناسب دارد. سيستم هود آشپزخانه بايد به طور مناسب نصب، استفاده و تعمير شود. درخانه بايد هوا جريان داشته باشد در روزهايي که ميزان آلودگي هوا بالاست توصيه ميشود افراد از تردد غيرضروري در شهر اجتناب کنند و افراد آسيبپذير مانند سالمندان، نوزادان و بيماران ريوي و تنفسي در خانه بمانند، اما اين موضوع نبايد موجب شود که افراد تصور کنند تنها هواي بيرون از خانه آلوده است. هواي داخل خانه گاهي ممکن است از هواي بيرون آلودهتر هم باشد. فضاي خانه فضاي محدود و بستهاي است و افراد ساعات طولاني در خانه حضور دارند، وجود آلودگي در هواي خانه ميتواند سلامت افراد خانه را به خطر بيندازد. سيگار کشيدن، استفاده از مواد سفيدکننده و ضدعفونيکننده شيميايي، اسپريها و خوشبوکنندههاي شيميايي از منابع آلودگي هواي خانه هستند. براي داشتن هواي پاک در خانه بهتر است حتيالمقدور کارهايي که موجب انتشار و بيشتر شدن آلودگي هوا ميشود محدود شود. بستن پنجرهها در تمام طول روز به هيچ وجه توصيه نميشود. منوکسيدکربن يکي از آلايندههاي خطرناک در هواي خانه است که در اثر احتراق در وسايل گازسور مانند بخاري و شومينه ايجاد ميشود، توصيه ميشود براي پيشگيري از مسموميت با منوکسيدکربن روزي چند بار پنجرهها باز شود تا هوا در خانه جريان پيدا کند. با رعايت اين نکات، آلودگي هواي خانه کاهش پيدا ميکند اما افراد با مشکلات خاص مانند افراد مبتلا به بيماريهاي تنفسي بهتر است از دستگاه تصفيه هوا استفاده کنند.
ميگويند فلاني مغز تجارت است؛ فلاني مغزش مثل ساعت کار ميکندو... اين آدمهايي که مغزشان حسابي کار ميکند، به نظر شما مغزشان با ديگران چه تفاوتي دارد؟ مغزشان بزرگتر است؟ اگر اينطوربود، الان بايد وال باهوشترين موجود دنيا ميبود! با20 واقعيت جالب مغزي، از همين دست، آشنا شويد: مغز يک انسان معمولي چيزي در حدود 1300 تا 1400 گرم ميباشد، چيزي در حدود يک کيسه شکر. مغز انسان از مغز فيلها کوچکتر است. اين در حالي است که مغز انسان از مغز ميمونها بزرگتر است. مغز يک ميمون وزني معادل 95 گرم دارد! مغز سگها چيزي در حدود 72 گرم و گربهها 30 گرم برآورد ميشود. وزن مغز انسان 2 درصد از کل وزن بدن او را تشکيل ميدهد. حداکثر عرض آن 14ميليمتر، طول 167 ميليمتر و ارتفاع 93 ميليمتر دارد. در ماههاي اوليه بارداري، ياختههاي عصبي مغز با سرعتي معادل 2500 نرون در دقيقه توليدمثل ميکنند. 60 درصد کل حجم مغز را سلولهاي سفيد و 40 درصد آن را سلولهاي خاکستري تشکيل ميدهند. سرعت انتقال اطلاعات در نرونهاي مختلف، متفاوت است. نرخ اين انتقال ميتواند به کندي 5/0 متر در ثانيه و يا به تندي 120 متر بر ثانيه باشد. رقم 120 متر در ثانيه معادل عددي نزديک به 431 کيلومتر در ساعت است. 75 درصد از مغز يک انسان را آب تشکيل ميدهد. مغز انسان قادر است بيش از همه اتمهاي موجود در دنيا، ايده در خود داشته باشد و آنها را تجزيه و تحليل کند! اگر ميشد نيرويي که در مغز جريان دارد را مهار کرد، به واسطه آن ميتوانستيد يک لامپ 10 واتي را روشن نگه داريد. 20 درصد از کل اکسيژني که در بدن پمپاژ ميشود، به مغز ميرسد. در حدود 75 ميليليتر از خون در هر دقيقه به مغز پمپاژ ميشود. مغز شما حاوي 100 ميليارد ياخته عصبي است. يعني چيزي در حدود 166 برابر کل افرادي که روي کره زمين زندگي ميکنند. کل مقولههاي مربوط به «تفکر» توسط جريان الکتريسته و تغيير و تحولات شيميايي ميسر ميشوند. وال بزرگترين مغز را دارد، به طوري که وزن مغز اين حيوان چيزي نزديک به 6 کيلوگرم است. با در نظر گرفتن نسبت وزن کلي بدن به وزن مغز، انسانها بزرگترين مغز را نسبت به وزن بدن خود دارند. مغز اينشتين بزرگتر از افراد عادي نبوده است. هوش بالاي او به واسطه پيوندهاي ايجاد شده ميان سلولهاي عصبي مغزش ايجاد شده بود. هر زمان که شما چيز جديدي ياد ميگيريد، يک ارتباط جديد ميان سلولهاي مغزتان ايجاد ميشود. ? ساعت پس از مرگ آلبرت در سال ????، مغز او بدون اجازه خانواده توسط هاروي بيرون آورده شد. هاروي مغز آلبرت را به خانهاش برد و داخل يک ظرف شيشهاي دهان گشاد نگهداري کرد، هرچند او بعدها به دليل انجام اين کار از محل کارش که مخصوص تشريح اجساد بود اخراج شد. چند سال بعد، هاروي از هنس پسر بزرگ آلبرت براي مطالعه و بررسي مغز پدرش اجازه گرفت و تکههايي از مغز آلبرت را براي دانشمندان در سرتاسر دنيا فرستاد. يکي از دانشمندان برکلي با مطالعه قسمتي از مغز آلبرت متوجه شد که در مغز او در مقايسه با يک شخص طبيعي، به طور قابل توجهي سلولهاي گليال که مسوول ترکيب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد. در مطالعه ديگر، پروفسور ساندرا ويتسون فهميد که مغز آلبرت داراي کمبود يک چين خاصي از مغزش است که شکاف سيلوين ناميده ميشود. اين استخوانبندي غيرمعمول به عصبها در مغز آلبرت اجازه ميدهد که بهتر با ديگران رابطه برقرار کند. نتايج مطالعه ديگري نشان ميداد که در مغز آلبرت بزرگي آويختگي جداري زيرين که اغلب درگير تواناييهاي رياضيات هست، بيشتر از افراد معمولي بود. مردان از زنان باهوشترند چون وزن مغزشان 10 درصد بيشتر است؟ نه، اين اشتباه است. با اين حساب، فيلها از آدمها خيلي باهوشترند چون وزن مغزشان 5 برابر است. داشتن مغز بزرگتر به معناي باهوشتر بودن نيست. کاملا طبيعي است كه عضلات نيرومند يك فيل، در مقايسه با عضلات يك گربه، بايد تحت كنترل مغز بزرگتري باشد. به همين دليل است كه فيل 6 هزار گرم مغز دارد و گربه، 30 گرم. عملكرد كامپيوتر مثل مغز نيست؛ خيلي فرق دارد! شايد بگوييد اصلا كامپيوترهاي اوليه را با الگوگيري از عملكرد مغز ساختهاند ولي نورولوژيستها در پاسخ به شما ميگويند اگر قدرت تمام كامپيوترهاي دنيا را با هم جمع كنيد، باز هم قدرتش به مغز انسان نميرسد؛ يعني ساختار مغز ما آنقدر پيچيده است كه تشبيهاش به كامپيوتر، لااقل عصبشناسان را به خنده مياندازد. وقتي ميخوابيم، مغزمان استراحت نميكند! يكي از تفاوتهاي بارز مغز و كامپيوتر، همين است.
دستگاه ايمني بدن ما براي آنکه بهترين کارايي را داشته باشد نياز به يک برنامه غذايي صحيح و سالم دارد. پوست و سيستم لنفاوي (غدد لنفاوي، غده تيموس و طحال) اولين مدافعان بدن ما در مقابل بيماريها هستند که در اثر تغذيه نامناسب تضعيف ميشوند. در اثر کمبود مواد غذايي، تعداد سلولهايT که با ويروسها، قارچها، انگلها و برخي باکتريها مبارزه ميکنند، کاهش يافته و تعداد کمتري از اين سلولها براي مقابله با عفونت در بدن حاضر خواهند بود. اما با رعايت چه نکاتي ميتوان از صحيح بودن برنامهغذايي مطمئن شد و قدرت سيستم ايمني را براي مقابله با بيماريهاي مختلف، مخصوصا بيماريهاي نوظهوري مانند آنفلوآنزاي خوکي، افزايش داد؟ ... براي افزايش توان سيستم ايمني از طريق تعذيه سالم بايد به اصول سهگانه تغذيه توجه کرد: اول؛ مصرف گوشتهاي کمچرب مانند مرغ و ماهي که حاوي پروتئين هستند، زيرا موجب تقويت سيستم ايمني ميشوند. دوم؛ مصرف روغنهاي خوب، که فعاليت سلولها را بهبود ميبخشند. ميپرسيد چهطور؟ به اين ترتيب که روغنهاي مايع انعطاف سلولها را بيشتر ميکنند، در حالي که روغنهاي جامد با رسوب در ديواره سلولها، باعث سخت شدن آن شده و کارايي سلول را کاهش ميدهند. روغن زيتون، روغن کانولا و روغن مغز دانهها، روغنهاي بسيار مفيدي هستند و البته زيادهروي در مصرف آنها سبب چاقي خواهد شد پس زيادهروي ممنوع. و بالاخره سوم؛ مصرف ميوهها، سبزيها و غلات کامل زيرا اين مواد حاوي ويتامينها، مواد معدني و آنتياکسيدانهاي ضروري هستند که در ادامه بيشتر به آنها خواهيم پرداخت. ويتامين C اين ويتامين علاوه بر تقويت گلبولهاي سفيد، سبب افزايش تعداد آنتيباديهاي اينترفرون شده که به سيستم دفاعي بدن کمک ميکند. گوجهفرنگي، مرکبات، کيوي، توتفرنگي، سيبزميني، فلفل و کلمها از منابع غني اين ويتامين هستند. در صورت عدم مصرف به ميزان لازم، ميتوان از مکملها استفاده کرد. در افرادي که مستعد سنگ کليه هستند، دوزهاي بالاي اين ويتامين به تشکيل سنگهاي اگزالاتي منجر ميشود و بنابراين در اين افراد مصرف روزانه نبايد بيش از 100 ميليگرم باشد. ويتامين D اين ويتامين با کمک در توليد عوامل ضدميکروبي، نقش اساسي در دفاع بدن در مقابل بيماريها دارد. با شيوع آنفلوآنزا در فصل سرما، استفاده مردم از پوشش زمستانه و محدود بودن زمان قرار گرفتن در محيطهاي باز و به تبع آن عدم تابش مستقيم نور آفتاب به بدن، مصرف اين ويتامين ضروريتر به نظر ميرسد. متاسفانه اين ويتامين منابع غذايي متنوعي ندارد و محدود به روغن کبد ماهي و به ميزان کمتر زرده تخممرغ، کره و خامه است که به دليل چربي بالاي اين مواد براي همه قابل استفاده نيستند. بنابراين مصرف مواد غذايي که به وسيله اين ويتامين غني شده باشند، توصيه ميشود و در غير اين صورت مصرف مکملهاي اين ويتامين ضروري است. ويتامين A اين ويتامين سبب تقويت سيستم ايمني ميشود، اما ميزان بالاي ويتامين ميتواند سمي باشد. بهتر است از منابع غذايي اين ويتامين استفاده شود که عبارتاند از هويج، طالبي، ميوهها و سبزيهاي رنگي. البته زنان باردار بايد مراقب باشند چون مقادير بالاي اين ويتامين ميتواند باعث وارد آمدن نقص به جنينشان شود. روي روي ماده حياتي براي سيستم ايمني بدن است. اين ماده مغذي قادر است طول دوره سرماخوردگي را کوتاهتر ساخته و بهبودي را تسريع بخشد. منابع غذايي اصلي روي عبارتاند از، گوشت قرمز، غذاهاي دريايي، گوشت ماکيان، پنير، ماست، لوبياي خشک، مغزها، غلات کامل و غلات صبحانه که با روي غني شده باشند. يادآوري ميشود ميزان جذب روي از منابع حيواني به مراتب بيشتر از منابع گياهي است. در صورت عدم دريافت کافي روي از منابع غذايي، ميتوان از مکمل روي نيز استفاده کرد. به ياد داشته باشيد همه ويتامينها، مواد معدني، روغنهاي خوب، پروتئينهاي کمچرب، همه و همه بايد در حد اعتدال مصرف شوند زيرا کمبود و يا زيادهروي در مصرفشان باعث آسيب رسيدن به بدن ميشوند. بيوفلاونوييدها اين ترکيبات آنتياکسيدانهايي طبيعي هستند که محل گيرندههاي سلول را محافظت ميکنند تا عامل بيماري وارد سلول نشود. اين مواد به وفور در چاي سبز و در گياهاني مانند فلفل، سير، پياز و مرکبات يافت ميشوند. آخرين توصيهها خواب کافي هم تاثير عميقي بر سلامت دارد. ميزان خواب توصيه شده براي بزرگسالان 7 تا 8 ساعت و براي کودکان و نوجوانان 9 تا 10 ساعت در شبانهروز است. افرادي که 30 تا 60 دقيقه فعاليت ملايم تا متوسط در اغلب روزهاي هفته دارند، در بدن خود سيستم ايمني قويتري داشته و کمتر به آنفلوآنزا مبتلا ميشوند. هميشه افراد سودجويي پيدا ميشوند که ميخواهند از آب گلآلود ماهي بگيرند. پس، قبل از مصرف هر غذا، دارو يا مکملي از استاندارد بودن و سالم بودنش اطمينان حاصل کنيد و فريب تبليغات رنگارنگ را نخوريد.
کمتحرکي، تغذيه نادرست و روي آوردن به غذاهاي چرب و فست فودها و مصرف خودسرانه داروها همه و همه از عواملي شيوع يبوست است. هرچند که آمار دقيقي از تعداد مبتلايان به يبوست در کشورمان وجود ندارد اما آمارهاي جهاني نشان ميدهند که 2 تا 20درصد از مردم دنيا از اين مشکل رنج ميبرند... مهمترين علل ابتلا به يبوست که بيشتر در بين سالمندان (به علت تحرک پايين و مصرف کالري کم)، خانمها و بچهها شايع است، به اين شرح هستند: • تغذيه نادرست و مصرف بيش از حد چربيها که نسبت به مواد قندي و پروتئينها زمان بيشتري براي تخليه از بدن نياز دارند. • صنعتي شدن کشور و در نتيجه نداشتن تحرک کافي و پشت ميزنشين شدن مردم • مصرف خودسرانه داروهاي مسکن، بهويژه مسکنهاي کدييندار • مصرف قرصهاي کلسيمي براي جلوگيري از پوکي استخوان، قرصهاي آهن براي درمان کمخوني و قرصهاي ضدحاملگي که ترکيبات پروژسترون دارد، در بين خانمها • مصرف داروهاي ضد فشارخون، پارکينسون و مدر • مصرف شربتهاي آنتياسيد، مخصوصاً ترکيبات آلومينيومدار • و از همه مهمتر استفاده از داروهاي آرامبخشي مثل لورازپام • در بين بيماران هم بيماراني که مشکلات غدد داخلي دارند، مثل ديابتيها، کساني که تيروييد کمکار دارند و افراد مبتلا به روده تحريک پذير که تقريباً 30 درصد از افراد جامعه هستند، امکان ابتلا به يبوستشان از سايرين بيشتر است. • داشتن عضلات کف لگن ضعيف که خانمها در اثر زايمانهاي متعدد به آن مبتلا ميشوند هم موجب يبوست ميشود. با اين تفاسير بيماري که از يبوست رنج ميبرد بايد قبل از درمان به سوالات مختلف پزشک معالجش پاسخ دهد تا پزشک بداند که عامل ابتلايش مصرف دارو، ابتلا به بيماري يا شيوه غلط زندگي است، زيرا يبوست در موارد مختلف درمانهاي متفاوت دارد. البته لازم به ذکر است که يبوست تعريف غلطي در بين اکثر افراد جامعه پيدا کرده است و مردم فکر ميکنند که اگر هر روز اجابت مزاج نداشته باشند با اين مشکل دست به گريباناند. به همين دليل بايد اين نکته گفته شود که يبوست يعني دفع کمتر از 3 بار در هفته که در 25 درصد از مواقع دفع ناکامل رخ ميدهد و در 25 درصد از مواقع هم دفع با زور زدن زياد همراه است. در ضمن اگر فردي هم هر روز اجابت مزاج داشته باشد اما مدفوعش تکه تکه و با فشار زياد دفع شود باز هم به يبوست مبتلاست. بنابراين ميتوان گفت که دفع 3 بار در هفته، به صورت کامل و بدون درد و فشار، حالتي طبيعي و قابل قبول براي سيستم گوارشي است و بد نيست اين را هم بدانيد که عدم اجابت مزاج در روزهاي اول مسافرت و تغيير آب و هوا، يبوست به حساب نميآيد. و به عنوان آخرين مورد هم رعايت اين چند نکته براي جلوگيري يا بهبود يبوست توصيه ميشود: • نوشيدن 2 ليوان آب قبل از صبحانه. • ورزشهاي سبک صبحگاهي. • خوردن صبحانه کامل. زيرا پر بودن معده موجب افزايش حرکات روده ميشود. • خوردن حداقل يک ميوه قبل از صبحانه. • عدم تأخير در اجابت مزاج (بهترين زمان براي اجابت مزاج صبحها قبل از صبحانه است). افراد نبايد به علت کمبود وقت يا دير رسيدن به محل کار زمان دفعشان را به تأخير بيندازند. • استفاده نکردن از سرويسهاي بهداشتي عمومي هنگام احساس دفع. زيرا اين کار ممکن است سبب اضطراب و استرس و در نتيجه عدم دفع شود. • مصرف آب فراوان و ميوه و سالاد و سبزيجات و حذف چربيهاي زايد از رژيم غذايي و روي آوردن به غذاهاي ملين سنتي مثل سوپ و آش. • استفاده از داروهاي مليني که حجم روده را افزايش ميدهند، مانند پودرهاي موسيليوم و پسيليوم. • و بالاخره اينکه استفاده از هر دارويي بايد تحت نظر پزشک باشد تا عوابقش مشکلات افراد را چند برابر نکند.![]()
قريب به 1000 سال قبل، پزشکي به نام ابن سينا که در غرب به Avicenna شهرت دارد 7 شرط را براي «راستيآزماييِ خواص داروها از راه آزمايش» برشمرد. ابن سينا ايد? استفاده از منطق در آزمودن داروها را مطرح کرد و در اين راستا رسالهاي را دربار? کارآزماييهاي باليني براي اولين بار به رشت? تحرير در آورد. مقال? حاضر، نگاهي اجمالي بر زندگي و آثار ابن سينا و بستر تاريخي آن خواهد داشت. همچنين نگارندگان ترجمه اي را از رسال? وي در آزمودن داروها ارايه کرده، مشابهت آن را با مفاهيم مدرن فارماکولوژي و کارآزماييهاي باليني تشريح کردهاند... حدود 1000 سال قبل، يک پزشک ايراني به نام ابوعلي الحسين ابن عبدالله ابن سينا (که اغلب به «ابن سينا» و در غرب به Avicenna شهرت دارد)، رسالهاي در باب آزمودن داروها نوشت. عنوان اين رساله که يکي از فصلهاي اثر بسيار جامع او با نام قانون در طب است، چنين است: «راستيآزمايي خواص داروها از راه آزمايش». خود اين عنوان بسيار شگفت انگيز است، چرا که باور بر اين است که عصر آزمايش داروها به معني امروزي آن 750 سال بعد و هنگامي اتفاق افتاد که جيمز ليند(1) تجرب? مشهور خود را با تجويز آبليمو در بيماران اسکوروي انجام داد. با آن که روشهاي نوين طراحي کارآزماييهاي باليني در دوران بعد از ليند معرفي و بکارگرفته شدهاند، شکل گيري اين روشها به قرنها زمان نياز داشته است. يکي از نقاط عطف در اين سير تکامل، اثر جامع گاوارت(2) در تحليل آماري کارآزماييهاي باليني است که در سال 1840 منتشر گرديد. البته کارآزمايي باليني به مفهوميکه امروز کاربرد دارد عمدتاً يک پديده قرن بيستمي است؛ از همين رو يافتن مايههايي از بسياري مفاهيم مدرن در دستاوردهاي دانشمندي که به يک هزاره قبل تعلق دارد، به واقع حيرت آور است. ممکن است تصور شود بول (Bull) در مقالهاي که بر تاريخ کارآزماييهاي باليني تمرکز دارد، دربار? طب يوناني مينويسد: «به نظر ميرسد سير طبيعي درمانگري بايد به انجام کارآزماييهاي باليني منجر ميشد . . . اما نوشتههاي دانشمندان عهد بقراط، با اعتماد واثقي که به فلسف? عموميداشتند، تا اين مرحله پيش نرفته اند.» او در ادامه دربار? طب رومي مينويسد: «ديوسکوريد(3) اولين کتاب مشروح علميرا دربار? گياه شناسي دارويي نگاشته . . . اما روشهاي آزمون اقدامات درماني را توصيف نکرده است.» البته موارد چندي از آزمايشهاي سم شناختي به ثبت رسيده اند. در هريک از نمونههاي زير، داروهاي مختلفي قبل يا بعد از تجويز سم داده ميشده و پيامد آزمايش نيز مرگ فرد بوده است؛ اما جزئيات مهم ديگري درمورد اين آزمايشها ناشناخته باقي مانده اند. مهرداد ششم (132 تا 63 ق.م.)، پادشاه ايراني حاکم بر پونتوس(4) (ترکيه امروز)، سموم مختلفي را با پادزهر آنها بر روي متهمان آزمايش کرد. بنا بر نقل پليني اول(5)، پس از مرگ مهرداد، پومپيوس لينيوس(6) دستنوشتههاي مهرداد از آزمونهايش را به درخواست پومپي کبير(7) به زبان لاتين برگرداند. با اين حال، بجز جالينوس، ساير نويسندگان متأخر رومي و يوناني کمتر از کارهاي مهرداد ياد کرده اند. چنين به نظر ميرسد که روشهاي مهرداد تا عصر مدرن ادامه نيافته و بنابراين شيو? تجربي او ناشناخته باقي مانده است. به همين شکل آتالوس سوم(1) (170 تا 130 ق.م.) و جالينوس (131 تا 201 م.) حداقل يک سم و پادزهر آن را به ترتيب بر روي متهمان و پرندگان آزمايش کردند؛ اما بازهم جزئيات تجرب? آنها معلوم نيست. توصيف يک گروه شاهد، شايد اولين نمون? شناخته شده از يک مفهوم آشنا در کارآزماييهاي باليني امروزي باشد. حدود يک قرن پيش از ابن سينا، رازي (پزشکي ايراني که در غرب به Rhazes هم مشهور است – 865 تا 925 م.) در کتاب الحاوي تقسيم تعدادي بيمار مبتلا به مننژيت را به دو گروه مداخله (فصد) و شاهد (عدم فصد) گزارش کرده است تا اثربخشي اين روش طبي را بيازمايد. مشاهدات رازي تقريباً 850 سال قبل از ليند انجام شده اند و در جاي خود از اهميت زيادي برخوردارند. اما آنچه که ابن سينا بعدها ارايه کرده، چشماندازي بس وسيعتر و جامعتر از هم? قدما و بسياري از متأخرين تا قرنها پس از او داشته است. اين مقاله نگاهي دقيقتر به دستاوردهاي زندگي ابنسينا و اولين رسال? مکتوب شناخته شد? بشر دربار? کارآزمايي باليني خواهد داشت. زندگينام? ابنسينا ابنسينا در سال 980 ميلادي در روستاي افشانه (ازبکستان کنوني) و در روزهاي پاياني حيات سلسل? ساماني ديده به جهان گشود. سلسل? ساماني از اين جهت اهميت دارد که يکي از اولين حکومتهاي سياسي محلي است که بعد از شکست امپراطوري ايران از اعراب مسلمان و انحلال آن، در ايران به وجود آمدند. در واقع، هنگاميکه ابنسينا تأليف قانون در طب را که سالها به طول انجاميد آغاز ميکرد، فردوسيِ شاعر درحال به پايان رساندن شاهکار ديگري بود که چند دهه از عمرش را صرف آن کرده بود: حماس? شاهنامه. بايد گفت که رازي نيز از افتخارات عهد ساماني است. بدين ترتيب ابنسينا در زمانهاي متولد شد که مقارن با خيزش مجدد سياسي، فرهنگي، زبانشناختي و علمي ايران بود. ابنسينا کودکي بيش نبود که خانوادهاش به بخارا (ازبکستان امروز)، پايتخت سلسل? ساماني و يکي از مراکز پيشتاز فکري جهان نقل مکان کردند. پدر ابنسينا که از عوامل دولت ساماني بود شرايطي را براي تحصيل خوب فرزندش مهيا کرد. ابنسينا بزرگتر از سن خودش بود، و بر طبق زندگينامهاي که از خود به يادگار گذاشته، در 10 سالگي قرآن را از بر داشت. در 18 سالگي بعد از استفاده از محضر ناتلي فيلسوف مشهور عصر خود، در فلسف? يونان و علوم اسلاميتبحر يافت و به عنوان پزشک به طبابت مشغول شد. با آن که ابنسينا در بسياري رشتهها علاقه و مهارت داشت، عمد? زندگي او صرف فلسفه، علوم ديني و پزشکي گرديد. پس از سقوط سلسل? ساماني در 999 ميلادي، ابنسينا از بيم آزار بدخواهان از شهري به شهر ديگر گذر کرد و به جستجوي بانياني پرداخت تا از فعاليتهاي وي حمايت کنند. طي اين سالها گاه در حد يک وزير عالي رتبه، و گاه در حکم يک اسير با او برخورد شد. او سفر خود را از گرگان (جايي که نگارش قانون در طب را آغاز نمود) شروع کرد، و ظرف 3 ده? بعد از اصفهان، ري و شهرهاي ديگري که اکنون نيز در ايران وجود دارند عبور کرد تا آن که در 1037 ميلادي به دليل يک بيماري راجع? شکمي درگذشت. مرگ او در همدان اتفاق افتاد، جايي که هنوز هم بناي يادبودي بر مزارش برپاست. ابن سينا، يک پزشک تأليف قانون در طب، مشهورترين اثر ابنسينا، بيش از 20 سال به طول انجاميد و اين کتاب آميزه اي از طب ارسطويي، جالينوسي، عربي، ايراني و هندي است. اين کتاب (که به لاتين ترجمه شده بود) از قرن 14 تا 16 در بسياري از دانشکدههاي پزشکي اروپا کتاب مرجع اصلي بود. ابنسينا در مقدم? اين دانشنام? خود به زيبايي چنين آورده است: «پزشکي دانشي است که با علم به آن دربار? احوال بدن انسان ميآموزيم. هدف آن حفظ سلامت در زماني که بيمار نيستيم، و بازگرداندن سلامت در هنگام بيماري است.» اين کتاب در 5 جلد نوشته شده و حاوي حدود يک ميليون کلمه است. جلد اول گردآوري اصول پزشکي است، جلد دوم مرجع داروهاي منفرد است، جلد سوم شامل بيماريهاي اختصاصي هر عضو است، جلد چهارم به بحث دربار? بيماريهاي سيستميک ميپردازد و بخشي هم در آن به اقدامات پيشگيران? سلامت اختصاص يافته است، و در جلد پنجم به شرح داروهاي ترکيبي پرداخته شده است. تمامي فصول کتاب حاوي اشاراتي به ورزش، طب پيشگيري و طب سفر است و اين ويژگي سبب جامعيت و رويکرد آيندهنگر کتاب شده است. ابن سينا به علت مشاهدات و کشفيات طبي گوناگوني شهرت دارد، از جمله تشخيص انتقال بيماريها از راه هوا، اظهار نظر درمورد بسياري از حالات روان پزشکي، توصيه به استفاده از فورسپس براي زايمانهاي همراه با ديسترس جنيني، افتراق مدياستنيت از پلورزي، افتراق فلج عصب فاسيال مرکزي از محيطي و توصيف عفونت با کرم گينهاي و نورالژي تريژمينال. رسال? ابن سينا دربار? آزمون داروها در زمان ابنسينا، «فرضي? امزاج»(1) و «اخلاط اربعه»(2) از اصول حاکم بر بيماريها و درمان آنها بود. سابق? فرضي? امزاج به عهد يونان برميگردد، اما طي قرنهاي متمادي تغييراتي کرده و تحت تأثير طب جالينوسي، اجزاي تازهاي بر آن افزوده شده بود. چهار خلط يا مايه موجود در بدن انسان عبارت بودند از خون، سودا، صفرا و بلغم، و حالات مختلف آنها (گرمي، سردي، رطوبت، خشکي) «مزاج»هاي مختلف را تشکيل ميدادند. در اين فرضيه هر عضو بدن و هر بيماري خاص، به يکي از اين اخلاط منتسب ميشد و بر اين اساس مزاج کلّي بيمار تعيين ميگرديد. ضمناً هر درمان خاص هم به يک مزاج منتسب بود. بدين ترتيب وظيف? پزشک جستجوي تعادل صحيح ميان مزاجها بود. در چنين روزگاري بود که ابن سينا رسالهاش را در آزمون داروها به رشت? تحرير در آورد. در جلد دوم قانون در طب، فصلي وجود دارد با عنوان «راستيآزماييِ خواص داروها از راه آزمايش». ابن سينا در اين فصل آورده است: «آزمايش ما را به فهم کاملي از اثربخشي داروها ميرساند؛ در صورتي که شروط زير برقرار باشند:» «1. داروي مورد سؤال بايستي خالص باشد و از گرما يا سرما تأثير بدي نپذيرفته باشد؛ مواد زايد نبايد بوي آن را تغيير داده باشند؛ مواد زايد نبايد ناخالصي وارد آن کرده باشند . . .» در اينجا ابنسينا به روشني بر لزوم خلوص و نگهداري مناسب دارو تأکيد ميکند، و از نظر او فقدان تأثير مشاهده شده ميتواند ناشي از اين عوامل باشد. او فصلي مجزا از جلد دوم را به تشريح اين نکته اختصاص داده است. به بيان او خواص يک داروي خاص را ميتوان به وسيل? جوشاندن، سوزاندن، فريز کردن، شستشو، آسياب کردن، نگهداري در مجاورت داروهاي ديگر، و مخلوط کردن يا تجويز آنها به همراه داروهاي ديگر تقويت يا تضعيف کرد و يا تغيير داد. «2. دارو تنها بايد براي يک عارضه مورد آزمون قرار گيرد، چون اگر بيماري به بيش از يک عارضه مبتلا باشد که هريک درمان متفاوتي نياز داشته باشند و درمانها تأثير مخالف يکديگر داشته باشند، اگر بيمار بهبود يابد، آنگاه مطمئن نخواهيم بود که داروي مورد آزمون براي کدام عارضه مفيد بوده است.» در اين جمله و جمل? پيش از آن، ابنسينا توجهي دقيق به عوامل مخدوش کننده در طراحي يک آزمايش مبذول داشته است. با گذاشتن اين شرط که بيمار تنها بايد به يک عارضه مبتلا باشد، او در واقع معادل امروزي معيارهاي ورود و خروج مطالعه را بيان ميکند (در اين مورد، معيار ورود، ابتلاي فرد به بيماري مورد نظر، مثلا بيماري X و معيار خروج ابتلا به بيماري Y است). «3. داروها بايد در دو بيماري متضاد هم مورد آزمون قرار گيرند. اگر در هر دو حالت مفيد باشد، آنگاه نميتوان گفت که اثر دارو براي يک بيماري خاص مفيد است.» اين جمله بر آزمون داروها در حالات بيماري مختلف تأکيد دارد. يک «حالت بيماري» به وضعيت باليني خاصي گفته ميشود که از اخلاط و امزاج خاصي تشکيل شده است. در حالي که رازي استفاده از يک گروه شاهد را پيشنهاد کرده بود، ابنسينا براي اثبات اثربخشي داروها، آزمودن يک داروي منفرد را در جمعيتهاي (حالات بيماري) مختلف پيشنهاد ميکند. با آن که روش او وضوح کار رازي را ندارد، اما به نوب? خود بر استفاده از گروه شاهد دلالت دارد. گفتني است که بيان ابنسينا، مثال ساده و همه فهمي نيست (نتايج مختلف در بيماريهاي مختلف). در عوض، او ميگويد که اگر يک درمان در بيماريهاي مختلف مفيد باشد، مشکل ميتوان به نتيجهاي دست يافت. «4. قدرت دارو بايد متناسب با شدت بيماري باشد . . . در اين موارد بهتر است مقادير کم دارو مورد آزمون قرار گيرد و سپس مقادير فزايند? آن به کار رود تا تأثير آن معلوم گردد و از اثرات ناخواسته نيز اجتناب شود.» در اين جمله، ابن سينا افزايش پلکاني دوز را پيشنهاد ميکند و هم بر آثار درماني و هم بر آثار سوء داروها تأکيد ميکند؛ مواردي که در کارآزماييهاي مدرن، موضوع مطالعات فاز 1 و فاز 2 هستند. «5. زماني که تا شروع اثر درماني يک دارو لازم است بايد مدّ نظر قرار گيرد. اگر دارو بلافاصله اثر کند، روشن است که نتيجه تجويز دارو بوده است و آن دارو به خودي خود تأثير مثبت داشته است. اما اگر اثر آن تأخيري باشد و اثر درماني ديرتر ظاهر شود، يا اگر بعد از تجويز در ابتدا تأثيري داشته باشد و بعداً تأثيري برخلاف اولي بگذارد، در آن صورت در شناخت قوت حقيقي دارو با مشکل مواجه خواهيم بود.» اين متن به اهميت مشاهده طولاني مدت اشاره دارد. ابنسينا تأکيد ميکند که گاهي اثر يک دارو بلافاصله ظاهر ميشود، در حالي که در برخي موارد براي تأثير دارو گذشت زمان لازم است (يا ممکن است توسط مشاهد? ديگري مخدوش شود و تشخيص داده نشود). بنابراين، از نظر ابنسينا، زمان اثربخشي، عوامل مخدوش کننده و طول زمان مشاهده بايد حين انجام آزمايش در نظر گرفته شوند. اينها همان ملاحظاتي هستند که در طراحي کارآزماييهاي مدرن با هدف تعيين عملکرد يک دارو (اثربخشي و عوارض جانبي) لحاظ ميشوند. در کارآزماييهاي مدرن دارويي، براساس همين منطق و تأکيد بر مشاهد? طولانيمدت، پايش دارو متعاقب ورود به بازار(1) انجام ميشود. «6. دارو بايد از نظر ادام? اثر و به مدت طولاني مورد مطالعه قرار گيرد، زيرا اگر اثر آن واقعي باشد بايد دوام يابد و يا در موارد متعدد مشاهده گردد. . . .» در اين نکته، ابنسينا بر تکرارپذيري يافتهها تأکيد ميکند و ميگويد براي آن که روايي اثر دارويي پذيرفته شود، لازم است که ثبات اين اثر نشان داده شود. «7. براي شناخت قدرت و تأثير يک دارو، لازم است آن دارو ابتدا در انسان آزموده شود و سپس مورد قضاوت قرار گيرد. بسياري اوقات ممکن است دارويي در موجودي غير از انسان آزموده شود و نتيجه دهد، اما در بدن انسان نتيج? عکس ايجاد کند . . . به عنوان نمونه، گياه تاج الملوک هندي (Aconitum ferox) که سمّ مهلکي در انسان است، تأثيري بر سار ندارد.» در اين متن، ابنسينا نه تنها آشنايي خود را با آزمودن داروها بر حيوانات نشان ميدهد، بلکه به درستي نتيجه ميگيرد که در نهايت داروها بايد روي انسان آزموده شوند. درک او از اين مفهوم تحسين برانگيز است، با اين ملاحظه که کلود برنارد، دانشمند مشهور تجربهگرا و بنيانگذار شيو? علمي، در اواخر سال 1865 به اشتباه نوشت: «آزمايشهاي حيواني با مواد زيانآور يا در شرايط آسيبزا بسيار مفيد هستند و نتايج آنها براي علم سمشناسي و براي بهداشت انسان در حکم فصل الخطاب هستند.» ابنسينا اين بخش را با جمل? زير به پايان ميبرد: «قوانين فوق بايد هنگام راستيآزمايي داروها از راه آزمايش مدّ نظر قرار گيرند.» تعريف شيو? علميعبارت است از «آزمايش نظاممند، تجربي(1)، کنترلشده و نقدپذير فرضيههاي پيشنهادي دربار? ارتباط ميان پديدههاي طبيعي.» در رسال? ابنسينا، مبناي رويکرد «نظاممند» را در منطق و ديدگاه جامعي که او براي آزمون داروها ارايه کرده؛ جزء «تجربي» را در تأکيد او بر مشاهد? مستقيم در شرايط گوناگون؛ جزء «کنترلشده» را در توصيههايش بر کيفيت دارو، انجام آزمون در گروههاي مختلف و توجه به عوامل مخدوش کننده؛ و جزء «نقدپذير» را در تأکيد او بر تکرارپذيري مشاهده ميکنيم. با آن که شيو? علمي به طور رسمي در زمان ابن سينا توصيف نشده بود، او با استفاده از مباني منطق يوناني اين مفهوم را در رويکرد خود به کار بسته است. هرچند ابنسينا اولين رساله را در آزمون داروها نوشته است، تأثير آن بر پيشرفت طراحي آزمايشهاي دارويي مورد سؤال است. همان گونه که اشاره شد، قانون در طب تا چند قرن يکي از کتب مرجع اصلي در اروپا بود؛ اما تا جايي که اطلاع داريم هيچ آزمايشي که به رسال? ابنسينا ارجاع داده شده باشد در دست نيست. حداقل يک ترجم? لاتين از قانون در طب وجود دارد که اين رساله در آن موجود است؛ بنابراين عدم ترجمه نميتواند توجيهي براي اين مسأله باشد. يک احتمال آن است که به اين بخش نسبتاً کوچک از يک اثر بسيار بزرگ، توسط پزشکان آن عصر توجه کافي نشده، يا کمتر از آنچه که بايد مورد تأکيد قرار گرفته است. در اين رابطه، هيچ اثر مکتوبي از شرح حال بيماران ابنسينا در دست نيست و معلوم نيست آيا در بين آنها آزمايشهايي مرتبط با اين رساله هم وجود داشته يا خير. ابنسينا قصد داشت شرح حال بيمارانش را هم به همراه قانون در طب به انتشار برساند اما آنها پيش از انتشار مفقود شدند. يک احتمال ديگر براي عدم تأثير کار ابنسينا بر طراحي آزمايشهاي دارويي آن است که در اين بخش از علوم تا مدتها پژوهش عميقي انجام نميشده است. مثلاً مشخص نيست که آيا زماني که ليند در ادينبرگ انگلستان تحصيل ميکرده، کتاب قانون در طب را هم مطالعه کرده (يا آموزش ديده) است يا خير. پژوهش در اين مسير، نيازمند مطالعات بيشتر است. نتيجهگيري از ديدگاه امروزي، اصول داروشناسي ارايه شده در رسال? ابنسينا ممکن است توضيح واضحات، يا شايد حتي نوعي دستپاچگي در اراي? مطلب به نظر برسد. واقعيت آن است که ميتوان کتاب قانون در طب را مطالعه کرد و بسياري از يافتههاي آن را برمبناي علم امروز رد کرد. از اين گذشته، فهرست و طبقهبندي دارويي ابنسينا کاملاً منسوخ است (هرچند امروزه هنوز هم پزشکان مکتب سينايي به طبابت مشغولند و اگر با ديد? انصاف بنگريم درمانهاي پيشنهادي وي هيچ گاه به دقت مورد آزمون قرار نگرفته اند). با اين حال مهمترين جنب? رسال? ابن سينا آن است که اعمال مباني شيو? علمي بر آزمونهاي دارويي، از سوي او پيشنهاد شده است. همين اصل بسيار ساده، اساس کارآزماييهاي باليني مدرن را تشکيل ميدهد.
که دانش پزشکي در هر حال طي هزار سال از طريق سعي و خطا راه پيشرفت را طي خواهد کرد، اما به نظر نميرسد هيچ اثري از آزمون نظاممند داروها تا پيش از عهد ابن سينا وجود داشته باشد.
روش نگهداري مواد غذايي به طريق انجماد اساسا براي انواع گوشت مطرح بوده است و بعد از آن حبوبات و سبزيها قرار ميگيرند. اما متاسفانه امروزه بسيار ديده ميشود که غذاهاي مختلف ديگر مثل غذاهاي اضافه، شيرينيها يا حتي شير را هم فريز ميکنند. مساله اينجاست که از حالت انجماد خارج کردن اين مواد بسيار مهم است زيرا انجام نادرست اين کار ميتواند بر کيفيت مواد غذايي تاثير بگذارد... در حالت انجماد کريستالهاي يخي به وجود ميآيد و اگر اين کريستالهاي يخي به سرعت از حالت انجماد بيرون آمده و شکننده شوند، بافت ماده غذايي را به شدت تخريب ميکنند. مثلا در مورد گوشت، اگر آن را زير آب نگه داريم تا از حالت انجماد بيرون بيايد، بافت گوشت را تخريب کرده و همين موضوع باعث ميشود بسياري از مواد مغذي که خارج شده و اين ماده غذايي ارزش خود را از دست بدهد. از طرف ديگر، احتمال دارد آلودگيهايي که روي سطح ماده غذايي است به داخل ماده غذايي نفوذ کنند و در نتيجه سبب عفوني شدن قسمتهاي عميقتر ماده غذايي شوند. اين مطلب در مورد گوشت بود اما مسلم است در مورد غذاهاي ديگر مثل شيريني چون روغن و لبنيات دارند، ميتوانند تا حدود زيادي تحت تاثير تخريب بافت ماده غذايي و اکسيداسيون قرار گيرند و ممکن است چربيهاي آنها از حالت طبيعي خارج شود. بهترين روش براي خارج کردن مواد غذايي به خصوص گوشت از حالت انجماد، قرار دادن ماده غذايي چند ساعت قبل از مصرف در يخچال است تا خروج از انجماد آهستهتر صورت گيرد. برخي خانمها انواع ميوهها به ويژه ميوههاي تابستاني مثل توتفرنگي، گيلاس و آلبالو را هم فريز ميکنند. طبيعتا چون بافت ميوهها ظريف است، فريز کردن به شدت بافت آنها را تخريب ميکند و حتي اگر ميوه شسته و فريز شده باشد، بعد از درآوردن از حالت انجماد تمام ارزش غذايي خود را از دست ميدهد. حداقل تخريب اين است که ميوه آب خود را به کل از دست داده و ديگر ويتامين C نخواهد داشت. به طور کلي توصيه ميکنيم ميوه، انواع شيريني و لبنيات را فريز نکنيد.
