گروه علمی پزشکی و فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران |
لوولکوورين (LEVOLEUCOVORIN)
اداره غذا و داروي ايالات متحده (FDA) مجوز عرضه لوولکوورين را به شرکت دارويي اسپکتروم(1) داده است تا اين آنالوگ فولات به منظور درمان رهاييبخش (rescue) پس از درمان با دوز بالاي متوترکسات در استئوسارکوم و همچنين کاهش سميت و خنثي نمودن آثار ناشي از اختلال در حذف متوترکسات و فزوندوز سهوي آنتاگونيستهاي اسيد فوليک به کار رود. رهاييبخشي لوولکوورين، در يک گروه بيمار مبتلا به استئوسارکوم (16 نفر؛ 6 تا 21 ساله) پس از 58 دوره دوز بالاي متوتروکسات بررسي شد. سيزده بيمار، g/m2 12 متوترکسات داخل وريدي را ظرف 4 ساعت گرفتند و 24 ساعت پس از اتمام آن، به مدت حداقل 60 ساعت، هر 6 ساعت 5/7 ميليگرم لوولکوورين دريافت داشتند. سه بيمار ديگر g/m2 5/12 متوترکسات داخل وريدي را ظرف 6 ساعت گرفتند و 12 ساعت پس از آن، 5/7 ميليگرم لوولکوورين را هر 3 ساعت تا 18 دوز دريافت نمودند. ميانگين مجموع دوز لوولکوورين در هر دوره، 350 ميليگرم بود. مبناي اثربخشي لوولکوورين، فراواني عوارض جانبي مرتبط با مصرف دارو بود. امکان بررسي سميت در 9 نفر از 16بيمار(3/56) وجود داشت. شايعترين عوارض جانبي لوولکوورين، استوماتيت، استفراغ و تهوع بودند که به ترتيب در 6 (5/37)، 6 (5/37) و 3 نفر (8/18) از بيماران رخ داد. استوماتيت درجه 3 يا بالاتر در يک بيمار مشاهده شد؛ تيفيليت درجه 3 يا بالاتر نيز در يک بيمار روي داد. سطح کراتينين سرم و متوترکسات را بايد حداقل يک بار در روز اندازهگيري کرد. مصرف لوولکوورين، هيدراتاسيون و قليايي کردن ادرار (0/7 ? pH) را بايد تا رسيدن سطح سرمي متوترکسات به کمتر از 05/0 ميليمول ادامه داد.

پريستيک (PRISTIQ)
شرکت دارويي وايث(2) مجوز عرضه داروي پريستيک
(دسونلافاکسين [desvenlafaxine]) را که يک مهارکننده انتخابي بازجذب سروتونين-نوراپينفرين است، جهت درمان اختلال افسردگي ماژور از FDA دريافت نموده. پريستيک در 4 مطالعه 8 هفتهاي تصادفي شده دوسوکور با شاهد دارونما و دوز ثابت، روي بيماراني که با توجه به معيارهاي ويرايش چهارم دستنامه تشخيصي و آماري اختلالات رواني(3) به اختلال افسردگي ماژور مبتلا بودند، ارزيابي شد. در مطالعه اول، بيماران (461 نفر) يک بار در روز 100، 200 يا 400 ميليگرم پريستيک يا دارونما دريافت کردند. در مطالعه دوم، روزانه 200ميليگرم يا 400ميليگرم پريستيک يا دارونما به بيماران (369 نفر) داده شد. در مطالعات سوم و چهارم (930 نفر)، بيماران روزانه 50 يا 100 ميليگرم پريستيک يا دارونما دريافت نمودند. پيامد اصلي اوليه، بهبود نمره کل طبق مقياس نمرهدهي
17 موردي هميلتون براي افسردگي و همچنين بهبود نمره ارتقاي معيار برداشتهاي کلي باليني بود. پريستيک بر مبناي ميزان بهبود مقياس نمرهدهي 17موردي هميلتون براي افسردگي، در هر 4 مطالعه نسبت به دارونما برتري داشت و بر اساس ميزان بهبود نمره ارتقاي معيار برداشتهاي کلي باليني در3 مطالعه، از دارونما برتر بود. در مطالعات سوم و چهارم، دوز 100 ميليگرم در روز در مقايسه با دوز 50 ميليگرم در روز، تاثير بيشتري نداشت. شايعترين عوارض جاتبي، تهوع، گيجي، بيخوابي، تعريق مفرط، يبوست، خواب آلودگي، کاهش اشتها، اضطراب و اختلالات اختصاصي در کارکرد جنسي مردان بودند. دوز توصيهشده پريستيک، 50 ميليگرم يک بار در روز است. مصرف اين دارو در اطفال تاييد نشده است.
تريندا (TREANDA)
FDA مجوز عرضه نوع تزريقي تريندا (بنداموستين [bendamustine] هيدروکلرايد) را که درماني براي لوسمي لنفوسيتي مزمن است، به شرکت سفالون(4) داد. بيخطري و کارآمدي تريندا در يک کارآزمايي غيرکور تصادفيشده شاهددار چندمرکزي ارزيابي شد؛ اين مطالعه بر روي 301 بيمار درمان نشده مبتلا به لوسمي لنفوسيتي مزمن انجام گرفت که در مرحله B يا C بينه (Binet) و نيازمند درمان (مثلا به خاطر وجود نارسايي خونسازي، علايم B، بيماري به سرعت پيشرونده يا خطر عوارض ناشي از لنفادنوپاتي حجيم) بودند. بيماران بهطور تصادفي در دو گروه قرار گرفتند: ترينداي داخل وريدي به ميزان
mg/m2 100 در عرض 30 دقيقه در روزهاي 1 و 2 يا کلرامبوسيل خوراکي به ميزان mg/kg 8/0 در روزهاي 1 و 15 هر دوره 28 روزه. لوسمي لنفوسيتي مزمن در 90 از بيماران هر دو گروه به روش ايمونوفنوتيپي تاييد شده بود. پيامدهاي اوليه عبارت بودند از ميزان پاسخ عيني و بقاي بدون پيشرفت (مدت سپريشده از زمان
تصادفيسازي تا پيشرفت بيماري يا مرگ به هر علتي). ميزان پاسخ کلي در افراد درمانشده با تريندا در مقايسه با افرادي که با کلرامبوسيل درمان شده بودند، به طرز معنيداري بالاتر بود (59 در مقابل 26؛ 0001/0 >P). ميانه بقاي بدون پيشرفت، در گروه تريندا 18 ماه و در گروه کلرامبوسيل،6 ماه بود (نسبت زيان: 27/0 [فاصله اطمينان 95: 43/0-17/0] ؛ 0001/0 >P ). شايعترين عوارض جانبي عبارت بودند از نوتروپني، تب، ترومبوسيتوپني، تهوع،
کمخوني، لکوپني و استفراغ. دوز توصيه شده تريندا، mg/m2 100 به روش داخلوريدي در عرض 30 دقيقه در روزهاي يک و 2 از دورههاي 28 روزه براي حداکثر 6 دوره است.

قهوه يكي از پرطرفدارترين نوشيدنيها است كه از دانههاي بوداده با نام دانههاي قهوه، در كارخانههاي توليد قهوه، تهيه ميشود. اين نوشيدني در قرن نهم ميلادي كه براي اولين بار در نواحي مرتفع اتيوپي يافت شد و مورد مصرف قرار گرفت. از دنياي اسلام، قهوه به ايتاليا و سپس به ديگر نواحي اروپا و آمريكا انتقال يافت. هر خوشه قهوه كه حاوي دانههاي قهوه است، به وسيله گونههاي متعدد گياهان هميشه سبز قهوه توليد ميشود. معمولترين گونهها، دو گونه قهوه كانفورا (كه به طور معمول قهوه رابوستا ناميده ميشود) و قهوه عربي هستند. اين گونهها در آمريكاي لاتين، آسياي جنوب شرقي و آفريقا كشت ميشوند. در هنگاميكه زمان برداشت ميرسد، خوشههاي قهوه را چيده، فرآوري و خشك ميكنند. اين دانهها سپس بوداده شده و متحمل تغييرات متعدد فيزيكي و شيميايي ميشوند. دانهها تحت دماهاي متفاوتي بو داده ميشوند. اين دماها بر مبناي طعم نهايي محصول متفاوت هستند. قهوه را ميتوان با روشهاي گوناگون آماده و عرضه كرد. قهوه در جوامع متعدد، نقشي مهم را در تجدد فرهنگي و تاريخي ايفا کرده است. در آفريقا و يمن، اين نوشيدني در مراسم مذهبي كاربرد داشته است اما در تركيه در زمان حكومت عثمانيها در قرن هفدهم ميلادي به دلايل سياسي ممنوع شد. قهوه به عنوان يك محصول مهم صادراتي قلمداد ميشود. در سال 2004 در صدر محصولات كشاورزي صادراتي 12 كشور و در سال 2005، هفتمين كالاي كشاورزي اصلي در بخش صادرات بر اساس ارزش بوده است. مطالعات زيادي در ارتباط با مصرف قهوه و آثار خاص دارويي و درماني ناشي از آن انجام شده است كه كماكان مثبت يا منفي بودن آن به درستي مشخص نشده است. تاريخچه بر اساس مستندات، براي اولين بار چوپانان اتيوپيايي بودند كه آثار ناشي از خوردن کافئين موجود در قهوه را در دامهاي خود مشاهده کردند. اين محصول در يمن و اتيوپي براي قرنهاي متمادي به عنوان خوراك به طور خام خورده ميشد. پوسته اطراف دانه حاوي مقادير زيادي قند است شيرين و مغذي بودن اين دانهها، تئوري مصرف آنها به وسيله بشر را براي ميليونها سال قوت ميبخشد. دانههاي قهوه سبز ابتدا آسياب ميشدند و سپس با چربي مخلوط شده و از آنها كوفتههاي كوچكي تهيه ميشد تا مسافران در راههاي طولاني از آنها به عنوان غذا استفاده کنند. وقتي مردمان ساكن شبه جزيره عرب توانستند آب را به جوش بياورند، دانههاي قهوه سبز را نيز در آب جوشاندند و نوشيدند. كافا نام منطقهاي در اتيوپي است كه معتقدند براي اولين بار قهوه در آنجا كشف شده است و موچا شهري در يمن است. براي اولين بار در كشورهاي عربي بود كه دانههاي قهوه بوداده و تحت عمليات تخمير قرار گرفتند. اين فرآيندها همچنان كه امروزه صورت ميگيرد، انجام ميشده است. با ورود به قرن پانزدهم، دانههاي قهوه در ديگر نقاط خاورميانه، ايران، تركيه و آفريقاي شمالي به چشم ميخورد. با گسترش معاملات تجاري ميان ونيز و آفريقاي شمالي، مصر و خاورميانه محمولههاي قهوه فراواني براي ونيزيان خريداري شد و نيز دروازه معرفي اين محصول به ساير نقاط در اروپا شد. اولين قهوهخانه در اروپا در سال 1645 ميلادي افتتاح شد. با تلاش كمپاني انگليسي هند شرقي، قهوه در انگلستان نيز بيش از پيش جاي باز كرد. قهوه در شبه جزيره عربستان جايگزين شراب شد كه پس از ظهور اسلام حرام اعلام شده بود. جالب است بدانيد که خوردن قهوه در دورهاي كوتاه در اوايل قرن شانزدهم ميلادي در ميان مسلمانان نيز حرام شد. اين نوشيدني را تحت عنوان «نوشيدني مسلمانان» نيز ميشناختند. با ورود قهوه به آمريكاي شمالي طي دورههاي مستعمراتي، در ابتدا نتوانست در جذب بازار به اندازه اروپا موفق باشد. در پي جنگهاي شورشيان كه تجارت چاي به وسيله بازرگانان انگليسي كاهش يافته بود، تقاضا و قيمت قهوه به طور چشمگيري افزايش يافت. اين روند با گسترش شهرنشيني در آمريكا رو به رشد گذاشت. آنچه لازم به تذكر است، آن است كه قهوه يكي از بزرگترين و ارزشمندترين كالاهاي تجارتي پس از نفت است كه همچون پول نقد براي بسياري از كشورهاي جهان سومي، حياتي است. بيش از صد ميليون نفر در كشورهاي در حال توسعه به قهوه به عنوان منبع امرار معاش وابستهاند. قهوه به محصول صادراتي عمده و محوري در كشورهاي آفريقايي مانند اوگاندا، برونئي، رواندا و اتيوپي و همچنين كشورهاي امريكاي مركزي بدل شده است. گياه قهوه بوته يا درختچههاي هميشه سبزي هستند كه هر خوشه آن به طور معمول داراي دو دانه است و اين خوشهها به مدت زمان 7 تا 9 ماه براي رسيدن نياز دارند. كشت دو گونه اصلي گياه قهوه كشت شده قهوه كانفورا و قهوه عربي است. قهوه عربي (حاصل از گونه قهوه عربي) براي نوشيدن از قهوه روبوستا (حاصل از گونه قهوه كانفورا) مناسبتر است؛ قهوه روبوستا تلخ بوده و داراي طعم كمتري نسبت به گونه عربي است. به اين دلايل، حدود سه چهارم قهوه كشت شده در جهان، گونه قهوه عربي است. اما قهوه كانفورا نسبت به آفات و بيماريها مقاومتر از نوع عربي است و ميتوان آن را در شرايط آب و هوايي كه قهوه نوع عربي نميتواند در آن رشد كند، كشت داد. قهوه روبوستا اغلب حاوي حدود 40 تا 50 درصد کافئين بيشتر از نوع عربي است. به اين دليل، اين نوع قهوه بيشتر به عنوان جايگزين ارزان قيمت قهوه عربي در بسياري از محصولات صنعتي كاربرد دارد. در برداشت خوشههاي قهوه بايد به نكات مهميتوجه كرد: اگر خوشههاي قهوه رسيده نباشند، براي فرآوري بسيار نامناسب هستند و كيفيت محصول نهايي حاصل از آنها بسيار نازل خواهد بود. يكي از دلايل آنكه دانه قهوه را بسيار زودتر از موعد برداشت ميكنند، ترس از به سرقت رفتن آنها در مزارع است. اگر خوشههاي قهوه را دير برداشت کنند (دچار رسيدگي بيش از حد شوند) ممكن است كه دانهها شروع به تخمير کنند و اين پديده در طعم آنها تاثير منفي دارد. زمان صحيح برداشت خوشهها آن هنگام است كه رنگ آنها كاملا قرمز روشن باشد. در اين حالت دانهها به راحتي با كمترين فشار انگشت از غلاف خود خارج ميشوند. فرآوري خشك كردن خوشههاي قهوه پس از برداشت بلافاصله خشك شده كه اين روش اغلب در حضور نور خورشيد و روي سطوحي كه از قبل تميز شدهاند يا روي لايههايي از حصير انجام ميشود. در اين روش احتمال تخمير و كاهش رنگ دانهها وجود دارد كه به اين ترتيب بايد دانهها به سرعت جمعآوري شوند. اما اين روش به دليل اشكالات فراواني چون آلودگي، بارش باران و سرقت به وسيله كارگران كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد. در روش مرطوب دانهها را با دستگاه از درون خوشهها و غلاف موسيلاژي آنها خارج ميكنند و سپس شستشو داده و خشك ميكنند. بودادن فرآيند بودادن قهوه شامل مراحلي چون پاكسازي، بودادن، سردكردن، درجهبندي دانهها و بستهبندي است. طي بو دادن، اسانسهاي معطر، اسيدها و تركيبات کافئيني ناپايدار، طعم را تغيير ميدهند و اسانسهاي ديگر شروع به گسترش در محصول ميکنند. يكي از اين اسانسهاي روغني معطر كافيول است كه به طور اخص عامل عطر و طعم قهوه است. با توجه به رنگدانههاي قهوه بوداده ميتوان آنها را در دستههاي گوناگوني شامل روشن، نيمهروشن، متوسط، نيمهتيره، تيره يا خيلي تيره تقسيمبندي كرد. دانههاي بوداده با رنگي تيره داراي طعم شيرين خيلي كمي هستند. دانههاي بوداده با رنگي روشنتر کافئين بيشتري دارند و همچنين طعم تلخ بسيار اندك و به طور كلي طعم آنها به واسطه وجود اسانسهاي روغني معطر و اسيدها، كه بر اثر فرآيند بودادن طولانيمدت از بين ميروند، قويتر ميباشد. عمليات ديگري كه با فرآوري دانههاي قهوه سبز همراه ميشود، شامل کافئينزدايي و توليد قهوه فوري است. انبارداري و نگهداري دانههاي قهوه بوداده بايد در شرايط مطلوبي براي حفظ طعم تازه دانهها انبار شوند. شرايط ايدهآل در محيطي است كه هوا در آن نفوذ نكند و سرد باشد. هوا، رطوبت، گرما و نور عوامل محيطي هستند كه كنترل آنها براي حفظ طعم مطلوب در دانههاي قهوه اهميت دارند. آماده سازي دانههاي قهوه بايد براي تهيه نوشيدني آسياب و دم شوند. آسياب كردن دانههاي قهوه با روشهايي از قبيل آسياب دستي، آسياب برقي و حتي با هاون انجام ميشود. قهوه را ميتوان به روشهاي گوناگوني تهيه کرد: جوشانده، دم كرده ويا غيره. جوشاندن يك روش قديمياست كه قهوه تركي را ميتوان مثالي از اين دسته دانست. اين نوع محصول را ميتوان از پودر كردن دانه قهوه با استفاده از هاون و سپس افزودن آن به آب و جوش آوردن آن در يك كتري يا قوري مخصوص كه به اصطلاح «كژه» يا به زبان يوناني «بريكي» ناميده ميشود، تهيه کرد. محصول اين روش، قهوه غليظ با لايهاي از كف روي سطح آن و ذرات قهوه دم كرده است كه در ته فنجان رسوب ميکنند. استفاده از اين نوع قهوه بيشتر در خاورميانه، آفريقاي شمالي، قفقاز و نواحي بالكان رايج است. قهوه فرانسه بهگونهاي است كه در فنجانهايي با حجم كوچك سرو ميشود و طعميتلخ و چربتر از اسپرسو دارد. كافي ميكرها دستگاههايي مانند قهوهجوشها يا كافي ميكرهاي اتوماتيك، با استفاده از نيروي جاذبه زمين عمل ميكنند. در يك كافيميكر اتوماتيك، آب داغ از درون ذرات قهوه كه در يك فيلتر كاغذي مخصوص يا صفحه فلزي مشبك قرار دارند، عبور ميكند. در اين حالت، آب كه در درون قهوه آسياب شده رسوخ كرده، روغنها و اسانسهاي معطر را جذب خود ميكند. نيروي گرانشي زمين عاملي است براي آنكه مايع از محفظه دستگاه يا كتري مخصوص عبور كند. اين فرآيند آنقدر تكرار ميشود تا با استفاده از زمانسنج دستگاه متوقف شود. انواع نوشيدنيهاي حاصل از قهوه تعداد اين نوشيدني بسيار زياد است در اين بخش ما تنها به مشهورترين انواع آنها اشاره مينماييم. قهوه اسپرسو: اسپرسو نوشيدني قهوه غليظي است كه از ذرات آسياب شده قهوه با رنگ تيره و لايهاي از كف روي آن كه به اصطلاح «كرما» نام دارد، تهيه ميشود. در اين نوع نوشيدني قهوه، به دليل فرآيند تهيه خاص آن، تمام طعمها و تركيبات شيميايي آن در درون نوشيدني تجمع يافته است. آنچه شاخصه اين نوشيدني است، وجود لايه كف فندقي رنگ با نام «كرما» روي آن است كه حاكي از تهيه نوشيدني از دانههاي قهوه آسياب شده با كيفيت تازه است. براي تهيه اين نوشيدني به ماشينآلات و تجهيزات مخصوص نياز دارند. نوعي از اين نوشيدني هم وجود دارد كه بدون كف روي سطح آن است. اسپرسو لانگو: با افزودن مقدار مشخصي آب داغ به قهوه اسپرسو در كاپ بلند يا متوسط تهيه ميشود. اسپرسو آمريكانو: نوشيدني است كه شهرت خود را از زمان جنگ جهاني دوم پس از آنكه سربازان آمريكايي در راه اروپا براي تهيه قهوه اسپرسو با سختي بسيار مواجه بودند، كسب كرد. آمريكانو نوعي نوشيدني قهوه است كه با افزودن اسپرسو به آب داغ تهيه ميشود و طعم آن بيشتر به تعداد پيمانههاي اسپرسوي اضافه شده بستگي دارد. اين نوشيدني مانند اسپرسو بيشتر به طعم حاصل از افزودنيهاي آن بستگي دارد و بسياري از افرادي كه از اين نوع نوشيدني استفاده ميكنند، علاقه دارند تا آن را سياه(بدون افزودني خاصي مانند شير يا شكر) مصرف کنند. در نوشيدني نوع آمريكانوي سرد(آيس) به جاي آب داغ به اسپرسو آب سرد اضافه ميكنند.اسپرسو رومانو: اسپرسوي معمولي است با اين تفاوت كه قطعاتي از پوست ليمو روي لبههاي فنجان قرار داده ميشود.كافه لاته: نوعي نوشيدني قهوه است كه از افزودن شير داغ غليظ به اسپرسو تهيه ميشود و روي آن لايهاي از كف شير وجود دارد. ماسچاتو: به دو نوع نوشيدني قهوه اطلاق ميشود: • كافه ماسچاتو كه اغلب ماسچاتو اسپرسو ناميده ميشود، نوشيدني قهوه با يك قاشق چايخوري شير و يك دايره كوچك بالاي كف روي نوشيدني است. • نوعي نوشيدني كه با استفاده از شير تغليظ شده و حجم اسپرسوي آن نصف اسپرسوي معمولي است. كاپوچينو: از مقادير هماندازهاي از اسپرسو و كف شير در توليد نوشيدني كاپوچينو استفاده ميشود و روي سطح نوشيدني پودر شكلات پاشيده ميشود.اسپرسو كن پنا: اسپرسوي معمولي است كه روي سطح خامه زده شده همراه با شكلات تلخ وجود دارد. دوپيوو: نوشيدني اسپرسوي دوبل است (دو برابر اسپرسوي معمولي قهوه دارد). موچا: اسپرسوي معمولي همراه با شكلات داغ و شير گرم است كه در ليوان شيشهاي سرو ميشود. كافه فرددو: اسپرسوي معمولي است كه سرد سرو ميشود. عرضه و سرو قهوه عرضه محصول جزء لاينفك از فعاليتهاي قهوهخانهها است. قهوه آماده شده ممكن است به روشهاي گوناگوني عرضه و سرو شود. نوشيدني قهوه به هر روشي كه تهيه شده باشد ميتواند بدون هرگونه افزودني(كه در اين حالت در محاوره آن به اصطلاح سياه گفته ميشود) يا همراه با شكر، شير يا خامه مخصوص يا هر دوي آنها آماده شود. اگر سرد سرو شود، آن را قهوه سرد يا «آيس كافي» مينامند. دستهاي از محصولات كه به منظور راحتي به مشتريان فروخته ميشوند، نيازي به تهيه و آماده سازي قهوه ندارند. قهوه فوري: محصولي است به شكل پودر قابل انحلال كه با روشهاي مخصوصي خشك شده و به اين شكل بدل شدهاند كه ميتوانند به سرعت در آب داغ حل شوند. نسكافه: اين محصول يكي از پرفروشترين محصولات قهوه فوري است (بهتر آن است كه بگوييم يك نام تجاري است) كه از سوي يك كمپاني بزرگ توليدكننده محصولات قهوه نامگذاري شده است كه بر گرفته از نام شركت و كلمه «كافه» است كه از دهه 1940 توليد و در دهههاي 1950 و 1960 به بازار معرفي شد.كاپ قهوه: محصولي است كه براي ساليان متمادي در ميان كشورهاي آسيايي، ژاپن و كره جنوبي طرفداران خاص خود را داشته است. ماشينهاي اتوماتيكي كه با انداختن سكه در درون آنها محصولات دلخواه شما را عرضه ميكنند، براي فروش قوطي نوشيدني قهوه با طعمهاي متعدد، داغ و يا سرد موجودند. نوشيدنيهاي تغليظ شده قهوه (كنسانتره قهوه): گاهي در كنگرهها و سمينارها كه لازم است به تعداد افراد حاضر در كنفرانس نوشيدني فراهم شود، كاربرد داشته است.


كيفيت آب مصرفي استخرها يكي از موارد مهمي است كه بايد به آن توجه شود، چرا كه بيشتر استخرها از آب شهري استفاده ميكنند اما تعدادي به علت به صرفه بودن از نظر اقتصادي، از آب چاه استفاده ميكنند ولي در مجموع بايد آب مصرفي استخرها كلرزني شود.که در صورت رعايت نکردن بهداشت، بيماريهايي از طريق استخر به افراد منتقل ميشود كه از آن جمله ميتوان به بيماريهاي رودهاي مانند اسهال، شبه حصبه، ناراحتيهاي معده و نيز عفونتهاي گوش، چشم و بيني، بيماريهاي پوستي مقاربتي و تنفسي اشاره كرد. همچنين استفاده از سرويسهاي بهداشتي پيش از ورود كودكان به استخر اجباري است و شناگران نيز پيش از ورود به استخر بايد حتما دوش بگيرند و پس از خروج از آب بدن خود را شستشو دهند تا از ابتلاي احتمالي به آلودگيها پيشگيري شود. از طرفي، در صورت ابتلا به سرماخوردگي و يا هر نوع بيماري عفوني يا پوستي از ورود شناگران به استخر تا رسيدن به سلامت كامل بايد خودداري شود. شناگران پيش از ورود به استخر حتما بايد حداقل به مدت 30 ثانيه پاها را در حوضچه ضدعفوني قرار دهند و از ليف زدن، اصلاح صورت، استفاده از كرم و ماسكهاي زيبايي و جويدن آدامس خودداري کنند. از آنجا كه مخلوط شدن آب استخرها با مواد آرايشي و ترشحات بدن مانند عرق ميتواند خطراتي داشته باشد، از نظر شيميايي تصفيه آب استخر و گندزدايي مهم است. در عين حال ميزان pH مناسب آب استخر، 2/7 تا 8 است كه بالاتر يا پايينتر بودن آن مشكلات پوستي و چشميبه وجود ميآورد. درجه حرارت ايدهآل براي آب استخرها نيز بايد 26تا 28 درجه سانتيگراد باشد.
بسياري از ما به دليل ناآگاهي، مواقع زيادي سلامتمان را بيش از پيش به مخاطره مياندازيم؛ به طور مثال، در حين شستشوي ساده ميوهها. تا به حال، با خودتان فكر كردهايد كه بهترين راه براي تميز كردن توتفرنگي كه هم روي سطح خاك پرورش پيدا ميكند و هم به دليل فسادپذيري زياد به دفعات مورد سمپاشي قرار ميگيرد، چيست؟ متأسفانه از آنجا كه سطح توتفرنگي داراي خلل و فرج فراواني است و پوست يكنواختي ندارد، سموم دفع آفاتي كه براي پرورش اين ميوه به كار برده ميشود، به راحتي در آن نفوذ كرده و باقي ميماند و به راحتي نيز از آن خارج نميشود. از اين رو، شستن اين ميوه با آب نميتواند كمك چنداني بكند بلكه بايد باغداران و توليدكنندگان اين ميوه استانداردهايي را همواره مدنظر داشته باشند. به طور مثال، سمپاشي ميوهها در زماني باشد كه سموم فرصت كافي براي تجزيه شدن را داشته باشند. حتما با خود ميگوييد مگر سموميكه به ميوهها زده ميشوند پس از مدتي از بين ميروند؟ بايد در پاسخ به شما بگوييم بله، بر خلاف روزگار قديم، امروزه از سمومياستفاده ميشود كه پس از گذشت چند روز به طور كامل تجزيه شده و ديگر عوارض جانبي را كه سموم قديمي به همراه داشتند، در بدن ايجاد نخواهند كرد اما بسياري از مواقع توليدكنندگان به دليل بيتوجهي به استانداردهاي مصرف اين تركيبات، مخاطراتي را متوجه مصرفکنندگان خواهند كرد. امروزه، به طور كلي براي پرورش گياهان از سمومي استفاده ميشود كه پس از گذشت يك هفته تا 10 روز خود به خود تجزيه ميشوند و اگر پس از اين مدت خورده شوند، ديگر عوارض جانبي را براي مصرفكننده آن باقي نخواهند گذاشت. اما از آنجايي كه باغداران براي بيشتر ماندن اين ميوه در بازار پيش از برداشت و درست در زمان عرضه، توتفرنگيها را سمپاشي ميكنند، اين سموم در ميوه باقي مانده و در بافت آن نيز نفوذ ميكنند و فرصت كافي براي تجزيه شدن نخواهند داشت و به اين ترتيب عوارض جبرانناپذيري را براي بدن به همراه دارند. حتما ميگوييد اگر 20 روز زمان طول بكشد تا اينكه اين ميوه به دست مصرفكننده برسد، ديگر خبري از اين تركيبات زيانبار نخواهد بود. بايد در جواب به شما بگوييم كه به دليل آنكه اين ميوه بسيار ظريف بوده و زود فاسد ميشود، پس از برداشت نميتوان زمان زيادي را صرف كرد بلكه آن را بايد به سرعت به فروش رسانيد و به دست مصرفكننده رساند و به دنبال اين موضوع در درازمدت انواع سرطانها ميتواند گريبان مصرفكنندگان اين دسته از ميوهها را بگيرد. نكته ديگر درباره توتفرنگيهاي گلخانهاي است و اينكه بسياري از شما تصور ميكنيد محصولات گلخانه اي بسيار زيانبارتر هستند. به طور كلي، در روش گلخانهاي به دليل قابل كنترل بودن دما ميتوان در هر فصل سال حتي فصل سرما، محصولاتي را پرورش داد كه در شرايط عادي قابل پرورش نيستند. به طور مثال، خيار و گوجهفرنگي گلخانهاي و اين روزها توتفرنگيگلخانهاي. اما مشكل اساسي كه اين دسته از ميوهها با خود به همراه دارند، آن است كه اين دسته از ميوهها نيز به دليل سمپاشيهاي غيراستاندارد و به موقع نبودن اين فرآيند، ميتوانند سلامت مصرفكننده را با مخاطره رو به رو سازند و از آنجا كه كنترل كمي بر اين موضوع وجود دارد، اعتماد كمي ميتوان به سالم بودن اين دسته از محصولات داشت. البته اين معضل درباره محصولات مزرعهاي نيز وجود دارد و به اين معناست كه نبايد تنها به نوع گلخانهاي شك كرد. حتما با خود ميگوييد، ميتوان با زدن تركيبات ضد عفونيكننده تا حدودي از ميزان اين سموم كاست؟ در حالي كه بايد به شما بگوييم، اين تركيبات براي از ميان برداشتن ميكروبها و انگلها توصيه ميشوند و نميتوانند سموميرا كه تا حدودي در بافت ميوه نفوذ كرده است، از بين ببرند علاوه بر اينكه استفاده از اين تركيبات و يا قرار دادن طولاني مدت توتفرنگيها در آب به دليل نبودن پوست محافظ، ميتواند بافت خود ميوه را نيز متلاشي كرده و يا اين تركيبات شيميايي نيز به بافت ميوه نفوذ كنند و مشكل نه تنها حل نشود بلكه بزرگتر نيز بشود. پس تنها راه براي داشتن توتفرنگيهاي سالمتر، داشتن كنترل بيشتر مراجع ذيربط بر فعاليت پرورشدهندگان اين ميوه است تا به رعايت استانداردها توجه ويژهاي داشته باشند.

بحث تکراري تعرفههاي پزشکي که خبري داغ و تکراري در اول هر سال و همزمان با اعلام تعرفههاي جديد است، امسال داغتر از ساليان پيش شده است و پاي مجلس را نيز به اين قضيه باز کرده است. ماجرا از زماني شروع شد که برخي از مسوولان وزارت بهداشت و وزارت رفاه با انتقاد از عملکرد سازمان نظام پزشکي در شيوه تعرفهگذاري خدمات پزشکي و افزايش بيش از حد اين تعرفه ها زبان به گلايه گشودند و خواستار اصلاح آن و حتي لغو حق تعرفهگذاري از سازمان نظام پزشکي شدند.اما هيچ يک از اين گلهمنديها موجب نشد تا سازمان نظام پزشکي از پافشاري بر حق قانوني خود که پس از کشمکشهاي بسيار در مجلس ششم بالاخره به آن دست يافته بود، کوتاه آيد به گونه اي که حتي بالاترين مقام مسوول در اين سازمان خطاب به منتقدان دولتي توصيه کرد که علاج اين درد بايد از ريشه کرد و دولتمردان به جاي حذف صورت مساله با ترميم سرانه سلامت کاري کنند که نه سيخ بسوزد و نه کباب. با بالا گرفتن اين اختلاف نظرها بالاخره موضوع به صحن علني مجلس کشيده شد و 24 تن از نمايندگان مجلس که اغلب نيز از نمايندگان غير پزشک مجلس بودند، با امضاي طرحي با قيد دوفوريت، خواستار آن شدند که تعرفههاي تعيين شده از سوي نظام پزشکي تنها زماني امکان اجراييشدن داشته باشد که به تاييد دولت رسيده باشد. اما نمايندگان مجلس در صحن علني پس از بررسي دو فوريت اين طرح با آن مخالفت کردند و با تاييد يک فوريت آن، اجازه ندادند درباره اين قانون نوپا به صورتي عجولانه تصميمگيري شود. طراحان در دفاع از ضرورت دوفوريت اين طرح بر اين باور بودند که پس از تصويب قانون نظام پزشكي و واگذاري تصدي تعيين تعرفههاي بخش خصوصي، به صنف مربوطه كه در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد، در عمل توليت نظام در كنترل جريان منابع و امكانات بخش سلامت زير سوال رفته است. آنها معتقد بودند که اين اتفاق در حالي رخ داده است كه بر اساس ماده 90 قانون برنامه چهارم توسعه بايد سهم مردم از هزينههاي سلامت حداكثر از 30 درصد افزايش نيابد و ميزان سهم خانوادههاي آسيبپذير از هزينههاي غيرقابل تحمل سلامت به يك درصد كاهش يابد اما با كمال تاسف با اعلام تعرفههاي نظام پزشكي در سال جاري، در عمل ميزان پرداخت مستقيم مردم تا 80 درصد افزايش يافته و ضمن آثار تورمي و تنزل شاخصهاي سلامت جامعه و افزايش نارضايتي عمومي، با ماده 2 قانون سازمان نظام پزشكي مغايرت دارد. هدايتخواه: دلايل امضاي من در صحن علني مجلس، ستار هدايت خواه، عضو کميسيون فرهنگي مجلس به عنوان يکي از طراحان، بيرغبتي پزشکان به ارايه خدمات تشخيصي و درماني در مراکز دولتي، ارجاع بيماران از مراکز دولتي به مطبهاي خصوصي از سوي برخي پزشکان، کاهش حضور استادان در مراکز آموزشي و دانشگاهي، افزايش جراحي و خدمات بيمورد پزشکي در بخش خصوصي و ناديده گرفته شدن ارزشهاي عالي اسلامي و حقوق بيماران را از جمله دلايل خود براي امضاي اين طرح اعلام کرد. وي با تاکيد بر نتيجه بخش نبودن برخورد دستوري، شيوع پديده زيرميزي در جامعه پزشکي را ناشي از ناعادلانه بودن تعرفهها خواند و افزود: «به طور قطع، دليل تصويب قانون واگذاري حق تعرفهگذاري در بخش خصوصي به سازمان نظامپزشکي نيز حذف همين سنت غلط بوده و اگر اين بار هم دقت نشود و يک قانونگذاري بدون کارشناسي و عجولانه صورت گيرد، احتمال دارد ضايعهاي ديگر براي قشر پزشکي ايجاد کنيم.» نماينده ملاير تصريح کرد: «ما نماد عملکرد دولت را در بيمارستانهاي دولتي ميبينيم. کدام يک از نمايندگان اعتماد دارند که عزيزان و نزديکان خود را در بيمارستانهاي دولتي بدون سفارش بستري کنند؟» وي با انتقاد از وضعيت تجهيزات پزشکي و بهداشت بيمارستانها در کشور گفت: «مگر ممکن است با طرحي دو فوريتي يک چالش مهم را حل کرد به عنوان نمونه مگر ميتوان با طرحي دوفوريتي قيمت مسکن را نصف کرد.» سپس مرتضي تمدن، نماينده شهرکرد در دفاع از دو فوريت طرح مذکور گفت: «در فضاي کنوني جامعه گويا مسابقه براي گرانفروشي به وجود آمده است که اين مساله امان همه مردم را بريده است، در اين فضا واقعا چه کسي بايد حامي مردم باشد. آيا جز مجلس راه ديگر وجود دارد؟ وي اضافه کرد: «ما نميگوييم قيمتها واقعي نشود ولي درآمد مردم هم بايد واقعي شود. با 200 هزار تومان حقوق چطور يک فرد ميتواند به درمان کوچکترين عارضه و بيماري بپردازد.» عضو کميسيون برنامه و بودجه با اشاره به اينکه دغدغههاي جامعه پزشکي براي مجلس نيز قابل درک است افزود: «مشکلاتي که در راهبري هزينههاي درماني وجود دارد، اين اجازه را به ما نميدهد که ما بتوانيم با شرايط کنوني با افزايش بيش از حد تعرفههاي پزشکي موافقت کنيم.» تمدن خاطرنشان کرد: «آيا ميتوان انتظار داشت که بخش خصوصي هم تعرفه وضع کند، هم نظارت کند و هم خود نسبت به مساله اعمال سياست کند، اينکه نميشود، مبادا نگاه دلسوزانه نسبت به پزشکان موجب فشار به مردم شود.» اما هادي حقشناس، ديگر عضو کميسيون برنامه و بودجه نظري مخالف تمدن داشت و گفت: «هيچکس به دنبال افزايش هزينهها در هيچ بخشي از جمله بخش بهداشت و درمان کشور نيست اما بايد واقعيتها را هم ديد.» وي ارجاع بيماران از مراکز دولتي به مراکز خصوصي را ناشي از واقعي نبودن تعرفههاي پزشکي دانست و علاج را کارآمدي نظام بيمهاي در کشور خواند و افزود: «تا زماني که نظام بيمهاي کارآمد نشود، هر چقدر هم تعرفهها را به صورت دستوري کم کنيم راه به جايي نميبريم و مساله مشابه طرح تثبيت قيمتها خواهد شد که تنها بر تورم در جامعه دامن زد.» اما احمد توکلي، رييس مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي به عنوان ديگر موافق دوفوريت طرح مذکور معتقد بود که اگر اين طرح به تصويب برسد، در واقع اختيار دربست تعيين تعرفههاي پزشکي از سازمان نظام پزشکي که يک سازمان مدافع صنف پزشکان است، گرفته شده و اجراي قطعي تعرفه ها منوط به تاييد دولت شده است. وي با اشاره به تاکيد علم اقتصاد بر آزادي مبادلات بازار افزود: «البته بحث سلامت به عنوان کالاي ممتاز شامل اين قاعده نميشود و در تمام کشورهاي دنيا بدون استثنا دولتها درباره کالاهاي ممتاز که سلامت نيز جزيي از آن است، مداخله ميکنند.» نماينده تهران همچنين با اشاره به دو شغلي بودن بيشتر پزشکان در دو بخش خصوصي دولتي تصريح کرد: «اين امر سبب اجحاف شديدي به مردم ميشود، بنابراين در شرايطي که ما با گراني شديد روبهرو هستيم و امکان بروز يک شوک تورمي در انتظار جامعه است، اين اقدام نظام پزشکي را قابل قبول نميدانم و معتقدم بايد با فوريت به اين مساله رسيدگي شود.» سرانجام نمايندگان حاضر در جلسه پس از استماع نظرات موافقان و مخالفان با دو فوريت اين طرح مخالفت کردند و مجلس تنها زماني که طراحان پيشنهاد يک فوريت را براي رايگيري تقديم هيات رييسه کردند، روي آن به توافق رسيد اما به نظر ميرسد که با توجه به حجم بالاي طرحها و لوايح يک فوريتي در نوبت بررسي، عمر مجلس هفتم به بررسي اين طرح يک فوريتي نرسيده و تعيين تکليف درخصوص اين مساله به مجلس هشتم واگذار شود. اما در اين ميان تعدادي از اعضاي کميسيون بهداشت و درمان در گفتگو با خبرنگار «سلامت» با تاييد مصوبه مجلس، بررسي موضوع مذکور را نيازمند کار کارشناسي دانسته و حتي برخي از اعضاي کميسيون بر اين باور بودند که تمام جنجالهاي به راه افتاده بر سر تعرفههاي پزشکي تنها جدالي سياسي است و بس. دکتر اميدوار رضايي در اين باره معتقد است که جنجال و دعواي وزارت بهداشت، وزارت رفاه، بيمهها با نظام پزشكي درباره تعرفههاي پزشكي نيز مانند هر جنجال ديگري يك بخش سياسي دارد و يك بخش ديگر آن فرافكني است و همه سعي ميكنند كوتاهي خود را با انداختن توپ در زمين ديگري توجيه كنند. فتاحي با انتقاد از تعريف نکردن سرانه واقعي و تعرفههاي پزشکي عادلانه در کشور ادامه داد: «در کنار اين دو معضل يک مديريت لنگان هم داريم که بخش سلامت را هدايت ميکند و قادر به حل مشکلات اين حوزه نيست، وزارت بهداشت اعلام کند که کدام کشور روي زمين وجود دارد که تعرفههاي پزشکي آن از ايران ارزانتر باشد.» نماينده اروميه با اشاره به گراني حاکم بر جامعه گفت: «سوال من از دولت اين است که مردم ما از مسکن وقيمت پول و آب بيشتر نالان هستند يا تعرفههاي پزشکي بخش خصوصي، ضمن آنکه اگر دولت راست ميگويد و دلسوز مردم است، چرا اين خوبي را از جيب پزشکان هزينه ميکند و اگر واقعا نيت حل مشکل مردم در بخش سلامت را دارد، چرا سرانه درمان را افزايش نميدهد.» وي گفت: «به نظر ميرسد که دولت براي اينکه روي مشکلات خود سرپوش بگذارد، جنگ رواني و سياسي به راه انداخته است و جنجالآفريني روي تعرفههاي پزشکي در حقيقت پيگيري مشکلات مردم نيست بلکه مسالهاي سياسي است که براي فرار از تورم علم شده است.» فتاحي با اشاره به تلاش برخي از دولتيان و مجلسيان براي لغو اختيار از نظام پزشکي در تعيين تعرفههاي پزشکي بخش خصوصي افزود: «اميد است که تصميمگيري در اين خصوص به مجلس هشتم واگذار شود زيرا با توجه به حضور دو وزير بهداشت در اين مجلس به طور قطع اين موضوع در فضاي بهتر و کارشناسيتري بررسي ميشود.» دکتر عوض حيدرپور، ديگر عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس، مردم را تنها متضرر دعواها و جنجالهاي به راه افتاده در مورد تعرفههاي پزشکي دانست و خواستار پايان دادن به اين جار و جنجالها شد. وي با اشاره به تشکيل کميتهاي پنج نفره در سال 85 براي تعيين تعرفههاي پزشکي و پرهيز از جنجالها و دعواهاي کنوني افزود: « اگر واقعا قصد دلسوزي براي مردم است بايد همانند سال 85 کميتهاي ويژه تشکيل شده و طي توافقي در خصوص تعرفهها به جمعبندي مناسب و منطقي رسيد زيرا در غير اينصورت همانند سال 86 تنها يک جار و جنجال ظاهري صورت ميگيرد و در عمل نيز کاري پيش نميرود.» وي اظهارداشت: «اگر اين روند ادامه پيدا کند، در نهايت با فروکشي اين دعواها تنها مردم هستند که با اين تعرفهها باقي ميمانند و چارهاي نيز جز پرداخت ندارند. اين در حالي است که بيمه پايه و بيمه مکمل نيز هيچ تعهدي در پرداخت آنها نميپذيرند و مردم مجبورند تمام آن را از جيب خود بدهند.» حيدرپور خاطر نشان کرد: «مسوولان وزارت بهداشت و نظام پزشکي نبايد تنها جنجالي را به راه بيندازند و بدون نتيجهگيري آن را رها کنند زيرا در صورت فقدان توافق و تعيين تعرفهها تنها مردم هستند که متضرر ميشوند و بايد سنگيني اين بار را به دوش بکشند.

دکتر شهبازخاني: نماد عملکرد دولت را در بيمارستانهاي دولتي ميبينيم
دکتر بيژن شهبازخاني، عضو فراکسيون اقليت مجلس پس از استماع توضيحات هدايتخواه ضمن ابراز مخالفت با دوفوريت اين طرح، گفت: « بايد مراقب بود با تصميمي غيرکارشناسانه و قوانيني که شرايط را براي نخبهگريزي مهيا ميکند، سبب آزردگيخاطر نخبگان کشور نشويم.»
اين عضوکميسيون بهداشت و درمان افزود: «براي تعرفههاي پزشکي نبايد به آن 5 درصد محدود از جامعه پزشکي که شناخته شده و پرمريض هستند، نگاه کرد بلکه بايد مجموعه پزشکان را ديد.» وي خاطرنشان کرد: «نبايد عجولانه قضاوت کرد. اين قانون فقط سه سال است که تصويب شده است و در صورت لغو آن تنها هرج و مرج را بيشتر کردهايم، به گونهاي که پول از بيمار گرفته ميشود و وکالت بلاعزل هم از او گرفته ميشود که فردا شکايت نکند.» شهبازخاني خاطرنشان کرد: « لغو اختيار از نظام پزشکي براي تعيين تعرفهها تنها مردم را از خدمات مطلوب کنوني که پزشکان ارايه ميدهند، محروم ميکند و نبايد عجولانه تصميمگيري کرد.»
تمدن: مسابقه گرانفروشي راه افتاده است
حقشناس: تا زماني که نظام بيمهاي کارآمد نشود، راه به جايي نميبريم
نماينده بندرانزلي با تاکيد بر تکرار نشدن اشتباه مجلس در تصويب طرح تثبيت قيمتها گفت: «شايد با تصويب دو فوريت اين طرح و تصويب نهايي آن، سازمان نظام پزشکي ناکارآمد شود اما بدانيد که پزشکان مطمئنا هزينههاي خود را به نوعي ديگر دريافت ميکنند.»
توکلي: دو شغله بودن بيشتر پزشکان سبب اجحاف شديدي به مردم ميشود
دکتر رضايي: اين دعوا سياسي است
دکتر فتاحي: جنجال تعرفههاي پزشکي، سرپوشي بر تورم
دکتر عابد فتاحي، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس، بزرگنمايي بحث تعرفههاي پزشکي تعيين شده از سوي سازمان نظام پزشکي را بيمورد خواند و گفت: « در حال حاضر اصل مشکلات در حوزه سلامت در بخش دولتي است زيرا اين بخش تعرفههاي پزشکي را در کشور تعريف نميکند و همواره تا آذر ماه نسبت به اين مساله تعلل ميکند، در حالي که تعرفهها بايد در ابتداي هر سال تعيين و اعلام شود.»
دکتر حيدرپور: مردم، قرباني نهايي دعواي تعرفههاي پزشکي

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|