اگر عصباني هستيد، اين يادداشت را بخوانيد
خشم، خلقي انساني است که از نارضايتي و آزردگي فرد نشات ميگيرد. اين حس راضينبودن يا آزردگي ميتواند ريشه در جرياني واقعي در جهان خارج يا انعکاس چنين جرياني در ذهن داشته باشد يا از تعبير نادرست روابط و جريانها شكل بگيرد...

• شكلهاي متفاوت خشم: خشم ميتواند دروني باشد و شخص را دچار حسهاي گوناگوني مانند اضطراب، عزلتگزيني و احساس ناتواني و سرزنش خويشتن به خاطر ناتواني در بروز اين حس کند. خشمگينشدن و بروز خشم مانند هر احساس انساني ديگر، لزوما پديده غيرطبيعي و نشانهاي از بيماري نيست اما در شرايط ويژه و موارد خاص خشم غيرعادي و نشانهاي از آزردگي و بيماري است: تکرار بيدليل خشم و بروز مکرر واکنشهاي خشمگين، عدم تناسب واکنش با آنچه به عنوان علت، تلقي يا بيان ميشود، متوسل شدن به روشهاي خشن و گاه پرخطر در بروز خشم، ناتواني در بروز خشم و به درون ريختن آن. اين امر گاه منجر به حالتهاي رواني شديدتر در شخص ميشود و گاهي به شکل واکنشهاي غيرقابل پيشبيني و ناگهاني بروز ميکند که ممکن است منجر به ايجاد خطرهاي گوناگون نيز بشود و خشمهاي ناشي از افکار کاملا بيمارگونه که از سوءتفاهمهاي مرضي تا سوءظنهاي هذياني را در برميگيرد، ناشي از افکار كاملا اشتباه و توجيههاي بيمارگونه است.
• اگر خشمتان مداوم است: روشهاي کنترل خشم هم ميتوانند در کاهش اين حساسيتها موثر باشند اما اگر اين واکنشها تداوم يابند و واکنشهاي فرد به شکل محسوسي متفاوت شود بايد بررسيهاي جسمي و رواني مشتمل بر ميزان قندخون، فشارخون، وضعيت کارکرد قلب و همچنين حالتهاي عصبي و رواني بيمار صورت گيرد تا اگر مشکل ديگري وجود دارد نسبت به درمان آن اقدام شود.
• راههاي مبارزه با خشم: خشمهاي عادي و غيرمرضي با خشمهاي ناشي از يک بيماري رواني متفاوت هستند. کنترل خشمهاي عادي بيشتر با آموختن بروز واکنش کنترلشده و «منطق پايه» به جاي واکنشهاي بيمهار و «احساس پايه» است. در چنين مواردي آموزش اينکه بيمار بتواند خود را جاي طرف مقابل بگذارد، ميتواند موثر باشد. در اين زمينه ميتوان از روشهاي کنترل کوتاهمدت نشاندادن واکنش نيز استفاده کرد مثلا آنگاه که از فرط عصبانيت ميخواهي فرياد بکشي يا حمله کني به آرامي از 1 تا 10 بشمار. در بسياري از موارد همين فرصت و تغيير جهت توجه کافي است تا بتوانيم خشم خود را کنترل كنيم. تنفس عميق و تصاوير آرامشدهنده هم ميتوانند احساسهاي خشم را آرام كنند. کتابهايي وجود دارند که ميتوانند به شما روشهاي استراحت کامل را بياموزند. وقتي شما اين روشها را آموختيد، در هر وضعيتي ميتوانيد از آنها استفاده کنيد. اگر همسرتان فردي عصباني است، احتمالا فکر خوبي است که هر دوي شما اين روشها را بياموزيد. ولي در مورد خشمهاي بيمارگونه که نمونهاي از آنها ارائه شد، نياز به برخورد تخصصي و درماني بهوسيله روانپزشک است و درمان، با توجه به تشخيص علت و بيماري اصلي ميتواند روشهاي گوناگوني مانند دارودرماني، رواندرماني با روشهاي مختلف و حتي در مواردي بستري کردن بيمار را شامل شود.
• شكلهاي متفاوت خشم: خشم ميتواند دروني باشد و شخص را دچار حسهاي گوناگوني مانند اضطراب، عزلتگزيني و احساس ناتواني و سرزنش خويشتن به خاطر ناتواني در بروز اين حس کند. خشمگينشدن و بروز خشم مانند هر احساس انساني ديگر، لزوما پديده غيرطبيعي و نشانهاي از بيماري نيست اما در شرايط ويژه و موارد خاص خشم غيرعادي و نشانهاي از آزردگي و بيماري است: تکرار بيدليل خشم و بروز مکرر واکنشهاي خشمگين، عدم تناسب واکنش با آنچه به عنوان علت، تلقي يا بيان ميشود، متوسل شدن به روشهاي خشن و گاه پرخطر در بروز خشم، ناتواني در بروز خشم و به درون ريختن آن. اين امر گاه منجر به حالتهاي رواني شديدتر در شخص ميشود و گاهي به شکل واکنشهاي غيرقابل پيشبيني و ناگهاني بروز ميکند که ممکن است منجر به ايجاد خطرهاي گوناگون نيز بشود و خشمهاي ناشي از افکار کاملا بيمارگونه که از سوءتفاهمهاي مرضي تا سوءظنهاي هذياني را در برميگيرد، ناشي از افکار كاملا اشتباه و توجيههاي بيمارگونه است.
• اگر خشمتان مداوم است: روشهاي کنترل خشم هم ميتوانند در کاهش اين حساسيتها موثر باشند اما اگر اين واکنشها تداوم يابند و واکنشهاي فرد به شکل محسوسي متفاوت شود بايد بررسيهاي جسمي و رواني مشتمل بر ميزان قندخون، فشارخون، وضعيت کارکرد قلب و همچنين حالتهاي عصبي و رواني بيمار صورت گيرد تا اگر مشکل ديگري وجود دارد نسبت به درمان آن اقدام شود.
• راههاي مبارزه با خشم: خشمهاي عادي و غيرمرضي با خشمهاي ناشي از يک بيماري رواني متفاوت هستند. کنترل خشمهاي عادي بيشتر با آموختن بروز واکنش کنترلشده و «منطق پايه» به جاي واکنشهاي بيمهار و «احساس پايه» است. در چنين مواردي آموزش اينکه بيمار بتواند خود را جاي طرف مقابل بگذارد، ميتواند موثر باشد. در اين زمينه ميتوان از روشهاي کنترل کوتاهمدت نشاندادن واکنش نيز استفاده کرد مثلا آنگاه که از فرط عصبانيت ميخواهي فرياد بکشي يا حمله کني به آرامي از 1 تا 10 بشمار. در بسياري از موارد همين فرصت و تغيير جهت توجه کافي است تا بتوانيم خشم خود را کنترل كنيم. تنفس عميق و تصاوير آرامشدهنده هم ميتوانند احساسهاي خشم را آرام كنند. کتابهايي وجود دارند که ميتوانند به شما روشهاي استراحت کامل را بياموزند. وقتي شما اين روشها را آموختيد، در هر وضعيتي ميتوانيد از آنها استفاده کنيد. اگر همسرتان فردي عصباني است، احتمالا فکر خوبي است که هر دوي شما اين روشها را بياموزيد. ولي در مورد خشمهاي بيمارگونه که نمونهاي از آنها ارائه شد، نياز به برخورد تخصصي و درماني بهوسيله روانپزشک است و درمان، با توجه به تشخيص علت و بيماري اصلي ميتواند روشهاي گوناگوني مانند دارودرماني، رواندرماني با روشهاي مختلف و حتي در مواردي بستري کردن بيمار را شامل شود.
+ نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت 23:4 توسط استاد
|